سهراب سپهری

اهل کاشانم 
 روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذوقی
مادری دارم بهتراز برگ درخت
 دوستانی بهتر از آب روان
 و خدایی که دراین نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
 من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
 دشت سجاده من
 من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
 در نمازم جریان دارد ماه
جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
 همه ذرات نمازم متبلور شده است
 من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو
 من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم
پی قد قامت موج
 کعبه ام بر لب آب
 کعبه ام زیر اقاقی هاست
 کعبه ام مثل نسیم باغ به باغ می رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشنی باغچه است
 اهل کاشانم
 پیشه ام نقاشی است
 گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی است
 دل تنهایی تان تازه شود
چه خیالی چه خیالی ... می دانم
پرده ام بی جان است
 خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی است

  اهل کاشانم
نسبم شاید برسد
به گیاهی در هند به سفالینه ای از خاک سیلک
نسبم شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد
 پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها پشت دو برف
پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی
 پدرم پشت زمانها مرده است
 پدرم وقتی مرد آسمان آبی بود
 مادرم بی خبر از خواب پرید خواهرم زیبا شد
 پدرم وقتی مرد پاسبان ها همه شاعر بودند
مرد بقال از من پرسید : چند من خربزه می خواهی ؟
 من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟
پدرم نقاشی می کرد
تار هم می
ساخت تار هم میزد
خط خوبی هم داشت
باغ ما در طرف سایه دانایی بود
باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه
باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آیینه بود
 باغ ما شاید قوسی از دایره سبز سعادت بود
میوه کال خدا را آن روز می جویدم در خواب
 آب بی فلسفه می خوردم
 توت
بی دانش می چیدم
 تا اناری ترکی بر می داشت دست فواره خواهش می شد
تا چلویی می خواند سینه از ذوق شنیدن می سوخت
گاه تنهایی صورتش را به پس پنجره می چسبانید
 شوق می آمد دست در گردن حس می انداخت
فکر بازی می کرد
زندگی چیزی بود مثل یک بارش عید یک چنار پر سار
زندگی
در آن وقت صفی از نور و عروسک بود
 یک بغل آزادی بود
زندگی در آن وقت حوض موسیقی بود
طفل پاورچین پاورچین دور شد کم کم در کوچه سنجاقک ها
 بار خود را بستم رفتم از شهر خیالات سبک بیرون دلم از غربت سنجاقک پر
 من به مهمانی دنیا رفتم
من به دشت اندوه
من به
باغ عرفان
 من به ایوان چراغانی دانش رفتم
رفتم از پله مذهب بالا
 تا ته کوچه شک
 تا هوای خنک استغنا
تا شب خیس محبت رفتم
 من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق
 رفتم ‚ رفتم تا زن
 تا چراغ لذت
تا سکوت خواهش
تا صدای پر تنهایی
 چیزها دیدم در روی زمین
 کودکی دیدم ماه را بو می کرد
 قفسی بی در دیدم که در آن روشنی پرپر می زد
 نردبانی که از آن عشق می رفت به بام ملکوت
 من زنی را دیدم نور در هاون می کوبید
ظهر در سفره آنان نان بود سبزی بود دوری شبنم بود کاسه داغ محبت بود
 من گدایی دیدم
در به در می رفت آواز چکاوک می خواست
و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز
بره ای را دیدم بادبادک می خورد
من الاغی دیدم ینجه را می فهمید
در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر
شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت شما
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور
 کاغذی دیدم از جنس بهار
 موزه ای دیدم دور از سبزه
 مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید کوزه ای دیدم لبریز سوال
قاطری دیدم بارش انشا
اشتری دیدم بارش سبد خالی پند و امثال
عارفی دیدم بارش تننا ها یا هو
 من قطاری دیدم روشنایی می برد
 من قطاری دیدم
فقه می بردو چه سنگین می رفت
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت
 من قطاری دیدم تخم نیلوفر و آواز قناری می برد
 و هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی
 خاک از شیشه آن پیدا بود
کاکل پوپک
 خال های پر پروانه
عکس غوکی در حوض
و عبور مگس از
کوچه تنهایی
 خواهش روشن یک گنجشک وقتی از روی چناری به زمین می آید
و بلوغ خورشید
 و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح
پله هایی که به گلخانه شهوت می رفت
پله های که به سردابه الکل می رفت
پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
و به ادراک ریاضی حیات
 پله هایی که به
بام اشراق
پله هایی که به سکوی تجلی می رفت
 مادرم آن پایین
استکان ها را در خاطره شط می شست
 شهر پیدا بود
 رویش هندسی سیمان ‚ آهن ‚ سنگ
سقف بی کفتر صدها اتوبوس
 گل فروشی گلهایش را می کرد حراج
در میان دو درخت گل یاس شاعری تابی می بست
 پسری سنگ به دیوار دبستان میزد
 کودکی هسته زردآلو را روی سجاده بیرنگ پدر تف می کرد
و بزی از خزر نقشه جغرافی آب می خورد
بنددرختی پیدا بود : سینه بندی بی تاب
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاری چی
 مردگاریچی در حسرت مرگ
عشق پیدا بود
موج پیدا بود
برف پیدابود دوستی پیدا بود
 کلمه پیدا بود
 آب پیدا بود عکس اشیا در آب
 سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون
 سمت مرطوب حیات
 شرق اندوه نهاد بشری
فصل ولگردی در کوچه زن
بوی تنهایی در کوچه فصل
 دست تابستان یک بادبزن پیدا بود
سفره دانه به گل
سفر پیچک این خانه به آن خانه
سفر ماه به حوض
فوران گل حسرت از خاک
ریزش تاک جوان ازدیوار
 بارش شبنم روی پل خواب
پرش شادی از خندق مرگ
 گذر حادثه از پشت کلام
جنگ یک روزنه با خواهش نور
 جنگ یک پله با پای بلند خورشید
جنگ تنهایی
بایک آواز
جنگ زیبای گلابی ها با خالی یک زنبیل
جنگ خونین انار و دندان
 جنگ نازی ها با ساقه ناز
جنگ طوطی و فصاحت با هم
 جنگ پیشانی با سردی مهر
حمله کاشی مسجد به سجود
حمله باد به معراج حباب صابون
حمله لشکر پروانه به برنامه دفع آفات
 حمله دسته
سنجاقک به صف کارگر لوله کشی
حمله هنگ سیاه قلم نی به حروف سربی
حمله واژه به فک شاعر
فتح یک قرن به دست یک شعر
فتح یک باغ به دست یک سار
فتح یک کوچه به دست دو سلام
فتح یک شهربه دست سه چهار اسب سوار چوبی
 فتح یک عید به دست دو عروسک یک توپ
 قتل یک جغجغه روی
تشک بعد از ظهر
قتل یک قصه سر کوچه خواب
قتل یک غصه به دستور سرود
قتل مهتاب به فرمان نئون
قتل یک بید به دست دولت
قتل یک شاعر افسرده به دست گل یخ
همه ی روی زمین پیدا بود
نظم در کوچه یونان می رفت
 جغد در باغ معلق می خواند
 باد در گردنه خیبر بافه ای
از خس تاریخ به خاور می راند
روی دریاچه آرام نگین قایقی گل می برد
در بنارس سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بود
مردمان را دیدم
 شهر ها را دیدم
دشت ها را کوهها را دیدم
 آب را دیدم خاک رادیدم
 نور و ظلمت را دیدم
 و گیاهان را در نور و گیاهان را در ظلمت
دیدم
 جانور را در نور ‚ جانور را در ظلمت دیدم
و بشر را در نور و بشر را در ظلمت دیدم
اهل کاشانم اما
شهر من کاشان نیست
شهر من گم شده است
 من با تاب من با تب
 خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام
من دراین خانه به گم نامی نمناک علف نزدیکم
من صدای نفس
باغچه را می شنوم
و صدای ظلمت را وقتی از برگی می ریزد
و صدای سرفه روشنی از پشت درخت
 عطسه آب از هر رخنه ی سنگ
 چک چک چلچله از سقف بهار
 و صدای صاف ‚ باز و بسته شدن پنجره تنهایی
و صدای پاک ‚ پوست انداختن مبهم عشق
 متراکم شدن ذوق پریدن در بال
و
ترک خوردن خودداری روح
 من صدای قدم خواهش را می شونم
 و صدای پای قانونی خون را در رگ
ضربان سحر چاه کبوترها
تپش قلب شب آدینه
جریان گل میخک در فکر
شیهه پاک حقیقت از دور
 من صدای وزش ماده را می شنوم
 و صدای کفش ایمان را در کوچه شوق
 و صدای
باران را روی پلک تر عشق
روی موسیقی غمناک بلوغ
روی اواز انارستان ها
و صدای متلاشی شدن شیشه شادی در شب
 پاره پاره شدن کاغذ زیبایی
 پر و خالی شدن کاسه غربت از باد
 من به آغاز زمین نزدیکم
نبض گل ها را می گیرم
 آشنا هستم با سرنوشت تر آب عادت سبز درخت
روح من در جهت تازه اشیا جاری است
روح من کم سال است
 روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد
 روح من بیکاراست
قطره های باران را ‚ درز آجرها را می شمارد
 روح من گاهی مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن
 من ندیدم بیدی سایه اش را
بفروشد به زمین
رایگان می بخشد نارون شاخه خود را به کلاغ
 هر کجا برگی هست شور من می شکفد
بوته خشخاشی شست و شو داده مرا در سیلان بودن
مثل بال حشره وزن سحر را میدانم
 مثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن
 مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم
مثل یک
میکده در مرز کسالت هستم
 مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش های بلند ابدی
 تا بخواهی خورشید تا بخواهی پیوند تا بخواهی تکثیر
من به سیبی خشنودم
و به بوییدن یک بوته بابونه
 من به یک آینه یک بستگی پاک قناعت دارم
 من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد
و
نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف می کند
من صدای پر بلدرچین را می شناسم
رنگ های شکم هوبره را اثر پای بز کوهی را
خوب می دانم ریواس کجا می روید
 سار کی می آید کبک کی می خواند باز کی می میرد
ماه در خواب بیابان چیست
 مرگ در ساقه خواهش
 و تمشک لذت زیر دندان هم
آغوشی
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
 زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی
تجربه شب پره در تاریکی است
 زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
 زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی مجذور آینه است
 زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست
هر کجا هستم باشم
 آسمان مال من است
 پنجره فکر هوا عشق زیمن مال من است
 چه اهمیت دارد
 گاه
اگر می رویند
قارچ های غربت ؟
 من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
 و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
 گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ‚ واژه باید خود
باران باشد
چترها را باید بست
 زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
 زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز
نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
 زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است
روشنی را بچشیم
شب یک دهکده را وزن کنیم خواب یک آهو را
 گرمی لانه لک لک را ادراک کنیم
روی قانون چمن پا نگذاریم
در موستان گره
ذایقه را باز کنیم
 و دهان را بگشاییم اگر ماه درآمد
و نگوییم که شب چیز بدی است
 و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ
 و بیاریم سبد
 ببریم این همه سرخ این همه سبز
صبح ها نان و پنیرک بخوریم
 و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام
و بپاشیم میان دو هجا تخم
سکوت
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید
 و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست
 و کتابی که در آن یاخته ها بی بعدند
و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد
و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون
 و بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت
و اگر خنج نبود لطمه
می خورد به قانون درخت
و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت
 و بدانیم اگر نور نبود منطق زنده پرواز دگرگون می شد
 و بدانیم که پیش از مرجان خلایی بود در اندیشه دریا ها
و نپرسیم کجاییم
 بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست
 و
نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است
 و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی چه شبی داشته اند
 پشت سرنیست فضایی زنده
پشت سر مرغ نمی خواند
پشت سر باد نمی آید
 پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است
پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است
 پشت سر خستگی تاریخ است
 پشت سر خاطره ی موج به ساحل صدف سرد سکون می ریزد
لب دریا برویم
 تور در آب بیندازیم
 وبگیریم طراوت را از آب
 ریگی از روی زمین برداریم
 وزن بودن را احساس کنیم
 بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم
دیده ام گاهی در تب ماه می آید پایین
می رسد دست به سقف
ملکوت
دیده ام سهره بهتر می خواند
 گاه زخمی که به پا داشته ام
 زیر و بم های زمین را به من آموخته است
گاه در بستر بیماری من حجم گل چند برابر شده است
و فزون تر شده است قطر نارنج شعاع فانوس
و نترسیم از مرگ
 مرگ پایان کبوترنیست
مرگ وارونه یک زنجره نیست
 مرگ در ذهن اقاقی جاری است
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
 مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید
مرگ با خوشه انگور می آید به دهان
مرگ در حنجره سرخ - گلو می خواند
مرگ مسوول قشنگی پر شاپرک است
مرگ گاهی ریحان می چیند
 مرگ گاهی ودکا می نوشد
گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد
و همه می دانیم
 ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است
در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپر های صدا می شنویم
پرده را برداریم
بگذاریم که احساس هوایی بخورد
 بگذاریم بلوغ زیر هر بوته که می خواهد بیتوته کند
بگذاریم
غریزه پی بازی برود
 کفش ها رابکند و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد
بگذاریم که تنهایی آواز بخواند
 چیز بنویسد
 به خیابان برود
ساده باشیم
ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت
کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
 که در
افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
 دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم
 صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم
 هیجان ها را پرواز دهیم
 روی ادراک  ‚ فضا ‚ رنگ صدا پنجره گل نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم
 نام را باز ستانیم از ابر
از چنار از پشه از تابستان
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم
کار ما شاید این است
 که میان گل نیلوفر و قرن
پی
آواز حقیقت بدویم

روش تحقیق آمیخته( کمی ،کیفی)


 

 روش تحقيق

روشی که در این تحقیق مورد استفاده قرار می گیرد ، روش تحقیق آمیخته است . روش تحقیق آمیخته ترکیبی از روشهای کمی و کیفی است . در یک پروژه می توان به طور مؤثر دو نوع روش تحقیق را به کار گرفت (استراس و کوربین ،1385). به کارگیری یکی از روشهای تحقیق (کمی و کیفی) تنهاجنبه های محدودی از یک پدیده را نمایان می کند و تحلیل می نماید ، و در این صورت جنبه های دیگر پدیده نادیده گرفته می شود .( بازرگان ، عباس ،1388)بنابراین به کار بردن روشهای تحقیق آمیخته درک روشنتری از پدیده های اجتماعی و رفتاری فراهم می آورد.

روش تحقیق آمیخته :  روش تحقیق آمیخته (tashaakkori & teddli,2003) یک رویه برای جمع آوری و تحلیل داده های کمی و کیفی در یک مطالعه یا مجموعه ای از مطالعات است که مبتنی بر تقدم و توالی اطلاعات است .(Cresweel , 2003, Cresswell , pallano , Gatman, Halson2003, tashakori & teddi,1998)

در سالهای اخیر روش تحقیق آمیخته در رشته های مختلف علوم رفتاری و علوم اجتماعی کاربردهای فراوانی یافته است . روش تحقیق آمیخته نوعاً با هدف تأیید کردن ( آیا نتایج حاصل زا روشهای متفاوت بوسیله همدیگر تأیید می شوند)  ، بسط و توسعه (استفاده از روشهای متفاوت برای بدست آوردن شناخت بیشتر از پدیده مورد مطالعه ) و یا نوآوری ( استفاده از روشهای متنوع برای ایجاد عقاید جدید) بکار می رود . در واقع هدف از استفاده از روشهای تحقیق آمیخته به کار بردن یکی به جای دیگری نیست بلکه تقویت نقاط قوت و کاهش دادن یا به حداقل رساندن ضعفهای هر دو روش در یک مطالعه است .(Creswell ,2003

 

طرحهای تحقیق آمیخته اکتشافی

در طرحهای تحقیق آمیخته اکتشافی ، محقق بر آن است که درباره یک پدیده یا موقعیت نامعین اطلاعات اساسی و دقیقی کشف کند .

درطرح تحقیق آمیخته اکتشافی محقق ابتدا از طریق  روش تحقیق کیفی اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می کند . گردآوری اطلاعات کیفی منجر به توصیف جنبه های بی شماری از پدیده می شود . این شناخت اولیه امکان صورت بندی فرضیه (هایی) درباره بروز پدیده مورد مطالعه فراهم می کند . پس از این مرحله محقق به منظور آزمودن فرضیات تدوین شده ، می تواند با استفاده از روشهای تحقیق کمی داده های حاصل از مرحلة کیفی اعتبار بخشی کند . و عواملی را که تأثیر کمتری داشته اند ، اصلاح ، جایگزین و یا حذف کند .


 

 

       
   
 
 
 
   

 

       
   
   
 
 
   


 

 

 

 

 

       
   
 
   

 

 


 

 مطالعات اکتشافی :

این مرجله شامل مصاحبه با صاحب نظران است . در این نوع مصاحبه ، مصاحبه کننده داده ها را از اشخاصی جمع آوری می کند که دانش یا دیدگاه ویژه ای دارند که از طریق دیگران قابل حصول نیست . صاحب نظران اغلب نسبت به سایر اعضای جامعه تحقیق ، دانش بیشتر و مهارت بهتری در گفت و شنود دارند ( گال و همکاران ،1382، ص524).

به منظور انجام مصاحبه های اکتشافی علاوه بر مصاحبه های انفرادی از مصاحبه های گروههای کانونی (Focusgroup) نیز استفاده می شود . مصاحبه گروههای کانونی باافرادی که در زمینه های مختلف خبره بوده اند ، انجام میشود .

.

مصاحبه گروههای کانونی به صورت فزاینده ای به وسیله محققان علوم اجتماعی و محققان بازار یابی استفاده شده است . استفاده درست از مصاحبه گروههای کانونی باعث دستیابی به اطلاعات با کیفیت بالا برای تصمیم گیری با کیفیت می شود . روش گروههای کانونی اساساً به عنوان یک ابزار بازاریابی طراحی شد و بعدها برای تحقیق در بسیاری از زمینه های دیگر مانند پزشکی ، علوم تربیتی ، ارزیابی برنامه ، ایجاد برنامه مورد استفاده قرار گرفت .(گال و همکاران ، 1382، ص527)

 

جامعه آماری

محدوده و فضای مطلوب ، جامعه آماری را معین و مشخص می کند ، بنابراین تعریف جامعه آماری عبارتست از : « تعدادی از عناصر مطلوب مورد نظر که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند .» (آذر و مومنی ، 1377، ص69)

صفت مشخصه صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک ، و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد .

« معمولاً در هر پژوهش ، جامعه مورد بررسی  یک جامعه آماری  است که پژوهشگر مایل است درباره صفت متغیر واحدهای آن به مطالعه بپردازد .» (سرمد ، بازرگان ، حجازی ، 1379 ،ص177)

روش نمونه گیری :

روش نمونه گیری در تحقیقات آمیخته ترکیبی از روشهای نمونه گیری کمی و کیفی است . مطرح کردن استراتژیهای نمونه گیری آمیخته بدون بحث درباره ماهیت و هدف تحقیق کیفی و اینکه چگونه این رویکرد ، از روش تحقیق کمی متفاوت است ، مبهم است .

واژه های کمی و کیفی به صورت بخشهایی از یک مجموعه گسترده از رویکردها و روشها ، به کار می روند . اساس هر کدام از این رویکرد ها متفاوت است . تحقیق کمی بوسیله کاربرد یک رویکرد کمی یا عددی تعریف می شود ، روش شناسی بکار گرفته  در رویکرد کمی مبتنی بر تست فرضیات برگرفته از تئوری ها و استفاده از استنتاج های آماری به منظور تعمیم یک نتیجه به جامعه مشخص است .

هدف تحقیق کیفی ، دستیابی به یک درک عمیق از دنیای پیرامون ، از نگاه کسانی است که مورد مطالعه قرار می گیرند . این هدف ، مفاهیم یا فرضیات از پیش تعیین شده را القا نمی کند ، بلکه فرضیه و تئوری با هم در طول تحقیق شکل می گیرند . همانند معانی و مفاهیمی که از داده های خام ظاهر می شوند . روشهای نمونه گیری به عنوان یک عنصر مهم در قالب روش شناسی تحقیقات آمیخته مورد بحث قرار می گیرند . بنابراین درک این نکته که چرا نمونه گیری احتمالی (تصادفی) برای تحقیق کیفی نامناسب است ، مهم است . در نمونه گیری احتمالی ، اعضاء جامعه تحقیق به صورت تصادفی انتخاب می شوند و برای انتخاب شدن شانس مساوی دارند . افراد یا گروههای انتخاب شده در یک تناسب درست ، نماینده جامعه هستند و هدف ، انتخاب یک نمونه آماری برای آزمون فرضیات است .

در تحقیقات کیفی از نمونه گیری احتمالی ( تصادفی) استفاده نمی شود ، زیرا هدف انتخاب یک نمونه آماری یا استخراج نتایج آماری نیست . نمونه گیری هدفمند یکی از تکنیکهای نمونه گیری است که اغلب در بررسیهای کیفی به کار برده می شود . با نمونه هدفمند غیر احتمالی ، مقیاسی که افراد گروه نمونه بر اساس آن انتخاب می شوند ، باید تعریف شده باشد . در واقع مقیاس انتخاب افراد نمونه از اهمیت بیشتری نسبت به تعداد افرادی که مورد مصاحبه قرار می گیرند ، برخوردار است . مقیاس نمونه گیری بیان می کند که چه ویژگی هایی نیاز است در جمعیت نمونه منعکس شود ، به عبارت دیگر ویژگی هایی برای افراد تعریف می شود که مبنای انتخاب آنها را شکل می دهد و انعکاسی از تنوع وگستردگی  جامعه ای است که نمونه از آن انتخاب می شود . (Collins&et al,2007)

اگر چه رویکردهای متفاوتی برای نمونه گیری هدفمند وجود دارد . اما یکی از روشهای نمونه گیری هدفمند که معمولاً در تحقیقات کیفی از آن استفاده می شود ، نمونه گیری نظری است . این روش نمونه گیری از روش تحقیق « نظریه برخاسته از داده ها » یا « تئوری بنیانی» اقتباس شده است . در این روش نمونه گیری ، فرآیند نمونه گیری مداوم و تکراری است. به عبارت دیگر تا زمانیکه محقق به (saturation) یا کفایت نظری یافته ها دست نیابد ، فرایند نمونه گیری همچنان  ادامه دارد . کفایت نمونه گیری زمانی حاصل می شود که محقق با جمع آوری داده ها از نمونه های جدید ، متوجه نکات و مفاهیم تکراری شده و نکته یا مفهوم جدید را به دست نمی آورد . در این شرایط محقق به کفایت نظری داده ها رسیده و فرآیند نمونه گیری خاتمه می یابد . تکرار نمونه گیری ، در روش نمونه گیری نظری به منظور افزایش حجم نمونه نیست ، بلکه هدف اصلاح مفاهیم قبلی و یا دستیابی به مفاهیم جدید است .(tesslie & yu ,2007)

در کتاب روشهای ارزشیابی و تحقیق کیفی (patton ,2002) ، 15 نوع روش نمونه گیری هدفمند مطرح شده است .

روش نمونه گیری آمیخته :

در استراتژیهای نمونه گیری آمیخته ممکن است از همه روشهای نمونه گیری هدفمند و احتمالی استفاده شود . به عبارت دیگر کیفیت استفاده از روشهای نمونه گیری کمی و کیفی و چگونگی ترکیب آنها به مهارت و توانایی محقق در انجام روشهای تحقیق آمیخته بستگی دارد .(teddlie , 2004)

روشهایی که برای نمونه گیری ، در روش تحقیق آمیخته بکار می روند ، در یک تقسیم بندی به شکل زیر مطرح شده اند :

روشهای نمونه گیری آمیخته عبارتند از :

  1. روش نمونه گیری آمیخته متوالی
  2. روش نمونه گیری آمیخته همزمان
  3. روش نمونه گیری آمیخته چند سطحی

در این پژوهش از روش نمونه گیری آمیخته متوالی استفاده می شود. روشهای نمونه گیری آمیخته متوالی معمولاً با ترکیب (تحقیق کمی ß تحقیق کیفی) و بالعکس انجام می شود . در این نوع تحقیقات نتایج حاصل از مرحلة اول تحقیق در مرحلة دوم به کار برده می شود . در روش نمونه گیری آمیخته متوالی معمولاً از انواع روشهای نمونه گیری هدفمند و نمونه گیری احتمالی استفاده می شود . روشهای نمونه گیری آمیخته متوالی در کارهای معروفی از صاحبنظرانی مانند (Creswell , planno , Gutman & Hanson ,2003 , yohnson & onwuegbuzie,2007) مشاهده می شود و به صورت  کامل این روشها را تشریح کرده اند .(teddlie ,2007)

به منظور اجرای روش تحقیق کیفی از روشهای نمونه گیری هدفمند شامل : نمونه گیری موارد مطلوب و نمونه گیری گلوله برفی و نیز در بخش تحقیق کمی : از روشهای نمونه گیری ، طبقه ای استفاده می شود .

 

در جریان تحقیق محقق با این سئوال مواجه خواهد شد . که چه تعداد از افراد جامعه مورد مطالعه را می تواند به عنوان نمونه تحقیق تعیین کند . یا به عبارتی حجم و تعداد افراد نمونه چند نفر باید باشد تا محقق بتواند با اطمینان خاطر ، نتایج حاصل و شاخصهای محاسبه را به جامعه مورد مطالعه تعمیم دهد .

حجم مناسب نمونه در تحقیقات کیفی و کمی متفاوت است و به روش تحقیق به کار رفته بستگی دارد . به عنوان مثال حجم نمونه برای مطالعه موردی 5-3 نفر ، برای نظریه برخاسته از داده ها 30-20 نفر ، برای گروههای کانونی به 12-6 نفر و برای تحقیقات همبستگی 82-64 نفر پیشنهاد شده است .(Collins , et.al ,2007)

بنابراین در بخش اول این تحقیق که از روش گروههای کانونی و مصاحبه انفرادی استفاده  می گردد ، حجم نمونه 30-10 نفر انتخاب می شود .به این ترتیب که 3 نفر مورد مصاحبه قرار گرفته و گروههای کانونی 10 نفره تشکیل می گردد .

ابزار گردآوری اطلاعات

مرحله گردآوری اطلاعات آغاز فرآیندی است که طی آن محقق یافته های میدانی و کتابخانه ای را گردآوری می کند و به روش استقرایی به طبقه بندی و سپس تجزیه و تحلیل می پردازد و سپس پاسخ سئوالات تحقیق با اتکاء به آنها می یابد ، به عبارتی محقق به اتکای اطلاعات گردآوری شده واقعیت و حقیقیت را آنطور که هست کشف می نماید . بنابراین ، اعتبار اطلاعات اهمیت زیادی دارد .

روشهای گردآوری اطلاعات را به طور کلی به دو طبقه می توان تقسیم کرد : روشهای کتابخانه ای و روشهای میدانی .

در این تحقیق ابزاری که جهت جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته است عبارتست از مصاحبه و پرسشنامه ، در بخش اول تحقیق از مصاحبه نیمه ساختار مند استفاده می شود .

داده های کیفی از نظر Merriam ،(2001) چیزی بیش از بسته های منظم و قطعات اطلاعات دریافت شده از محیط هستند . داده های کیفی شامل جملات مستقیم از مردم درباره تجربه ها ، دیدگاهها ، احساسات و دانش آنهاست که از طریق مصاحبه ها ، یادداشت جزئیات و فعالیتها ، رفتارها و اقدامات مردم و مشاهده اسناد جمع آوری می شوند .

می توان فنون گوناگونی را برای جمع آوری داده ها در تحقیق کیفی با توجه به نوع تحقیق ، سئوالات تحقیق و مبانی نظری مربوطه انتخاب کرد . مهمترین فنونی که نویسندگان مختلف (Merriam ,2002 ;Dezing and licoln ,1999,2000) به آنها اشاره کرده اند ، عبارتند از : مصاحبه های عمیق ساختار یافته ، نیمه ساختار یافته و غیر ساختار یافته ، مشاهده ، بررسی اسناد و استفاده از گروههای کانونی .

مصاحبه : در میان فنون جمع آوری داده ها در تحقیقات کیفی ، مصاحبه عمومی ترین شکل جمع آوری داده ها در تحقیقات کیفی است  که اغلب منبع اصلی مورد نیاز برای فهم پدیده مورد مطالعه است و مصاحبه می تواند از نظر ساختاری کاملاً ساختار یافته باشد که پرسشها و ترتیب آنها از پیش تعیین شده باشد ، یا کاملاً غیر ساختار یافته که در آن هیچ چیز از پیش روشن نیست . اما عمومی ترین شکل مصاحبه ، عبارتست از نوع نیمه ساختار یافته که توسط مجموعه ای از سئوالات و مباحث شکل گرفته اما نه به صورت کاملاً دقیق با سئوالات منظم از پیش تعیین شده ، بلکه به صورت یک چک لیست از آنچه که باید مورد سئوال قرار گیرد ، انجام می شود .

مصاحبه را می توان به صورت یادداشت برداری همزمان یا بلافاصله پس از انجام مصاحبه ، یا استفاده از ضبط صورت یا دوربین فیلمبرداری ثبت و ضبط کرد (Creswell , 2003) . در این تحقیق مصاحبه با صاحب نظرانی است که در ارتباط با عوامل موثر بر رفتار مصرف کنندگان ماد غذایی دارای اطلاعات بیشتر و یا دقیقتری می باشند .

 

تحلیل داده ها

در روش تحقیق آمیخته داده های کمی و کیفی ، هر کدام با روشهای خاصی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند . در این تحقیق با توجه به اولویت روش کیفی ، ابتدا نتایج حاصل از اجرای مصاحبه مورد تحلیل قرارمی گیرد . پس از انجام مصاحبه ، تمامی مصاحبه ها روی کاغذ پیاده می شود ، متون در جداول مربوطه که هر ردیف آن به یک داده خام اختصاص دارد ، یادداشت می شود . در مرحله بعد با استفاده از روش مقایسه کردن (comparative) و پرسش مداوم در این مورد که این داده ها با چه مفهومی مشابهت بیشتری دارد ؟ داده های خام عناوین مفهومی دریافت می گردد . روشهای تحلیل کیفی برای آشکار کردن معانی که افرا  به تجربه هایشان می دهند ، مناسب است . آنچه در این تحقیق اهمیت دارد گفتارهایی است که مصاحبه شوندگان از تجربه هایشان بیان می کنند .

س÷س داده های کمی با استفاده از آزمونهای اماری بررسی وتحلیل میشوند.ازجمله آزمون توزیع دوجمله ایّ،مقایسه میانگین،ANOVA،تحلیل عاملی تاییدی،آزمون رتبه ای فریدمن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

     حسابداری مدیریت

 

 

                                                           حسابداری مدیریت

مقدمه:  
حسابداري يكي از ابزارهاي كارآمدي است كه در خدمت پيشرفتهاي تكنولوژي وتوسعه اقتصادي واجتماعي جوامع مختلف قرارگرفته است. درعين حال پيشرفتهاي علمي وفني  كه درقالب واحدهاي گسترده وپيچيده اقتصادي ـ اجتماعي وتنوع روزافزون فعاليتهاي صنعتي وخدماتي نمود عيني يافته، ضرورت تكامل دانش حسابداري را براي پاسخگوي به نيازهاي روزافزون به اطلاعات مالي در مراحل مختلف تصميم گيري تشديد كرده است. در سيرشتاب آميز تكامل حسابداري دو زمينه چشمگير پيشرفت ديده مي شود:
نخست: استفاده بيشتر از علوم ديگر وكاربرد فنون وابزارهاي نوين براي تهيه وارائه اطلاعات مالي با دقت وسرعت هرچه بيشتر. دراين زمينه استفاده بيشتراز رياضيات كاربردي، اقتصاد، حقوق وبه ويژه مديريت وكامپيوتر را در حسابداري مي توان نام برد.
دوم: تنوع موضوعات وگسترش قلمرو حسابداري. در اين زمينه افزايش مطالب وتفكيك موضوعات تخصصي حسابداري مانند حسابداري مالي، حسابداري صنعتي، حسابداري مديريت، حسابداري دولتي، حسابرسي وتجزيه وتحليل صورتهاي مالي، قابل يادآوري است كه بعضي از اين موضوعات تخصصي منجربه ايجاد رشته هاي تخصصي خاص ويا تشكيل انجمنهاي حرفه اي گرديده است. علاوه بر اين, زمينه هاي تازه اي چون حسابداري اجتماعي، وحسابداري محيط زيست، مهندسي حسابداري و يا حسابداري مالي مي رود كه قلمرو كار حسابداري را هرچه بيشتر گسترش دهد. نكته ديگر، لزوم يادگيري مباني وحتي موضوعات تخصصي حسابداري در دوره هاي عمومي آموزش ودر آموزش بعضي از رشته هاي ديگر تخصصي مانند مديريت، اقتصاد وبازرگاني است.
يكي از الزامات ودر عين حال پي آمد هاي تكامل حسابداري، توسعه وظايف ونقش حسابداري در اداره امور واحدهاي اقتصادي اعم از تجاري، غيرتجاري، توليدي، خدماتي، خصوصي، دولتي، انتفاعي وياغيرانتفاعي بوده است، زيرا كه مديريت صحيح وكارآمد امروزين بدون استفاده از دانش حسابداري وبدون اتكاء واستناد مداوم به اطلاعات مالي،   ناممكن ويا لااقل كم حاصل است واين به نوبه خود حسابداري را از نقش سنتي خود كه ثبت وگزارش رويدادها وفعاليتهاي مالي بوده به مبنايي اساسي در تصميم گيري ارتقاء داده است.
در واقع اطلاعاتي راكه توسط حسابداري مالي وحسابداري بهاي تمام شده در روال عادي عمليات تهيه مي شود (ومورد استفاده خاص ومعين در گزارشگري داخلي وخارجي دارد) باكاربرد روشها وتكنيكهاي ويژه براي تصميم گيري هاي مديريت آماده ودر عين حال با ارائه وتوضيح  مدلهاي مقداري، امكان اتخاذ تصميمات درست را براساس اطلاعات داده شده معرفي وتشريح مي كند.‍.

  تعریف حسابداری مدیریت : آن بخش از حسابداری است که وظیفه آن گزارش اطلاعات مورد نیاز مدیران جهت برنامه ریزی ، ارزیابی و کنترل عملیات یک موسسه است

حسابداری مدیریت همواره ناگزیر از همراهی با دگرگونیهای محیط تجارت بوده است. تحولاتی كه بویژه در دهة آ‌خر قرن بیستم در محیط تجارت جهانی (فشرده شدن رقابت و پیدایش شكل نوینی از شركتهای تجاری موسوم به شركتهای چالاك كه كالاها را با كیفیت برتر و قیمت هر چه نازلتر عرضه می كردند) بوقوع پیوست، حسابداری مدیریت و رویه های آنرا تحت تأثیر خویش قرار داد. از اینرو به نظر می رسد كه در آستانة قرن بیست ویكم،حسابداری مدیریت درنظریه وعمل به محیط تازه ای وارد شود.

حسابداری مدیریت، یک سیستم اندازه‌گیری برای گرداوری اطلاعات مالی و عملیاتی است که فعالیت مدیریتی و رفتارهای انگیزه‌ای را هدایت می‌کند و ارزشهای فرهنگی را که برای به‌دست‌آوردن هدفهای استراتژیک سازمان لازم است خلق و حمایت می‌کند.

 در این تعریف از حسابداری مدیریت چهار عقیده کلیدی گنجانده شده است. این عقیده‌ها شامل: ماهیت، محدوده، هدف و شاخصهای حسابداری است.
1ـ حسابداری مدیریت، از نظر ماهیت، یک فرایند اندازه‌گیری است.
2ـ محدوده حسابداری مدیریت شامل اطلاعات عملیاتی مانند نقص یا کمبود واحدهای تولیدشده است.
3ـ هدف از حسابداری مدیریت کمک به یک سازمان به‌منظور رسیدن به هدفهای استراتژیک کلیدی تعیین شده است.
4ـ اطلاعات مناسب در حسابداری مدیریت سه شاخص بارز دارند:
شاخص فنی: بالا بردن درک پدیده اندازه‌گیری و گرداوری اطلاعات مربوط برای تصمیمهای استراتژیک،
شاخص رفتاری: تشویق و ترغیب اعمالی که با هدفهای استراتژیک سازمان سازگارند،
شاخص فرهنگی: حمایت و یا خلق یک رشته ارزشهای فرهنگی تقسیم شده در یک سازمان.
این تعریف از حسابداری مدیریت شامل بعضی عقایدی است که با دیگر تعریفها در این حوزه فرق می‌کند. مثلاً انجمن حسابداران مدیریت (
IMA) به‌عنوان مجمعی حرفه‌ای، حسابداری مدیریت را چنین تعریف می‌کند:
"حسابداری مدیریت عبارت است از فرایند تشخیص، اندازه‌گیری، جمع‌آوری، تحلیل، تهیه، تفسیر و ارزیابی و کنترل داخلی فعالیتهای سازمان برای تضمین و اطمینان از استفاده مناسب از سرمایه".
حسابداری مدیریت همچنین شامل تهیه گزارشهای مالی برای گروههای غیرمدیریتی همانند سهامداران، بستانکاران، اعتباردهندگان و صاحبنظران مالی است.
مقایسه تعریف انجمن حسابداران مدیریت با تعریفی که در این مقاله استفاده شد چند اختلاف اصلی را آشکار می‌سازد:
 * تعریف انجمن حسابداران مدیریت به‌شدت بر آنچه حسابداری مدیریت انجام می‌دهد متمرکز است. اما تعریف ارائه شده در این مقاله بر هدف فعالیتها که همانا دستیابی و حفظ هدفهای استراتژیک است، تاکید دارد.
 * تعریف انجمن حسابداران مدیریت تنها شامل اطلاعات مالی می‌شود در حالی‌که در تعریف ارائه شده در این مقاله علاوه بر اطلاعات مالی، اطلاعات عملیاتی نیز مورد تاکید قرار گرفته است. در صورتی‌که موسسه‌ای قصد دستیابی به مزیت رقابتی و حفظ آن را داشته باشد هر دو گروه از اطلاعات پیشگفته برای موسسه پراهمیت و حساس است.
 * در تعریف انجمن حسابداران مدیریت، بخشی از حسابداری مدیریت شامل گزارشهای غیرمدیریتی برای مقاصد مالیاتی است. البته این نیز وظیفه مدیریت است، اما این گزارشها نه‌تنها باید قوانین و احکام قرارداده شده را تایید کنند بلکه باید نوعی اطلاعات استراتژیک را که مورد نیاز مدیریت است نیز فراهم آورند.
 * سرانجام تعریف انجمن حسابداران مدیریت درمورد شاخصه‌های اطلاعات حسابداری مدیریت مسکوت می‌ماند. در حالی‌که در تعریف ارائه شده در این مقاله، شناخت ثابتی از شاخصه‌های حسابداری مدیریت ارائه می‌شود.
تاریخچة حسابداری مدیریت و مراجع حرفه ای آن:
حسابداری مدیریت زادة تحولات اوایل قرن نوزدهم است. شكل گیری سرمایه داری و جداشدن تدریجی مالكیت از مدیریت، پدید آمدن بنگاههایی كه بر پایة سلسله مراتب سازمان یافته بودند، سمتگیری در جهت استفاده از مزیت نسبی و جدا شدن تولید از توزیع و به تبع آن ضرورت كنترل سود آوری، زمینه ساز پیدایش حسابداری مدیریت شد.
از نیمة قرن نوزدهم با ایجاد كارخانجات پیچیده ماشین كاری و تنوع تولیدات، چالشهای جدیدی برای حسابداری مدیریت فراهم شد.مدیریت علمی و بنیانگذاران این مكتب كوششهای خویش را برای تفكیك و تبدیل فرآیندهای پیچیده به عملیات سادة تولید( ساده سازی)، استانداردسازی تولید و فراهم ساختن امكان تعیین استانداردها و افزایش كارآیی آغاز نمودند.
فاصلة شصت ساله 1925تا1985 دورة ركود در تحولات حسابداری مدیریت شناخته می شود.رویداد مهمی كه این ركورد را پدیدآورد عبارت بود از"  توسعه بازار سرمایه دار "

بحث هزینه یابی مستقیم می تواند عمده ترین رویداد سالهای1930 الی 1950محسوب شود. بر پایة تحلیل نارساییهای هزینه یابی تمام جذبی،هزینه یابی مستقیم ابداع شد. بدین صورت امكان ارائه اطلاعات مرتبط و مفید برای تصمیم گیری مدیریت فراهم شد.
اما در دهة1960 این رویكرد توسعه یافت و حسابداری مدیریت كمی رونق پیشین خود را بازیافت و رویكرد مبتنی بر اقتصاد اطلاعات بعنوان نگرش جدید نسبت به حسابداری مدیریت پدیدار شد و حسابداری مدیریت به صورتی تمام عیار بعنون یك مقوله سیستمی و بخش مهمی از مجموعه سیستم های اطلاعاتی مدیریت مطرح شد. رویكرد مبتنی براقتصاد اطلاعات، اطلاعات را همانند هر كالای دیگری می دانست كه مورد خرید و فروش قرار میگرفت و بنابراین بمانند هر كالای دیگری صرفاً نمی توان به، نیاز به اطلاعات توجه كرد بلكه هزینة تولید این كالا را نیز باید در نظر داشت.

حسابداری مدیریت فرآیند رشد و توسعه خود را بصورت جدی و فزاینده از ابتدای دهه 1990 آغاز نمود ، اما عواملی نظیر رشد مقیاس سازمانها و بنگاههای اقتصادی، تحولات شگرف تكنولوژیك، پیچیدگی و دامن افزایی قوانین و مقررات و سرانجام گسترش دانش مدیریت طی سه دهه اخیر، آثار خود را بر توسعه قلمرو حسابداری مدیریت و پذیرفته شدن آن بعنوان یك آموزه و مقوله مستقل ازحسابداری مالی بجای گذشته است.
انجمن حسابداران مدیریت( IMA ):
انجمن حسابداران مدیریت در سال1919 میلادی باعنون انجمن حسابداران صنعتی (N ACA )با 37 عضو پا به عرصة وجود گذاشت. هدف این سازمان در بدو امر، ایجاد انجمن برای حسابداران صنعتی بود تا تجربیاتشان را در اختیار یكدیگر قرار دهند و مشكلات اعضای خود را حل كنند. نشریه اصلی انجمن در سال 1925 با نام بولتن انجمن ملی حسابداران بهای تمام شده ( صنعتی ) انتشار یافت.
انجمن ملی حسابداران بهای تمام شدة آمریكا به مرور زمان رشد كرد واز تأكید صرف برحسابداری بهای تمام شده به تأكید بر موضوعات مربوط به كنترل مدیریتی تغییر روش داد. ایجاد سیستم های رایانه ای كه در سالهای 1950 آغاز شد، حسابداران را قادر كرد كه دامنه وسیع تری از خدمات را به مدیران ارائه كنند. در واقع زمانیكه انجمن در سال 1975، به این واقعیت پی برد، كلمة بهای تمام شده را از عنوان خود حذف كرد و به انجمن ملی حسابداران(NAA) تغییر نام داد و تبع آن نام نشریة انجمن نیز تغییركرد وبه بولتن انجمن ملی حسابداران تغیر یافت.
در سال 1990حسابداری مدیریت با كارهای مالی شركتهایشان نیز آمیخته شدند و از اینرو حرفه حسابداری مدیریت جهش دیگری كرد و موجب شد كه در سال 1999 نام نشریه ماهانه انجمن به مالیه راهبردی تغییر یابد. با گسترده شدن وظایف حسابدارن از جمله تجزیه و تحلیل مالی و مدیریت مالی، انجمن ملی حسابداران مجدداً در سال 1991 نامش را به انجمن حسابداران مدیریت(I MA I ) تغییرداد.
انجمن حسابداران مدیریت كه مقر آن دركشور ایالات متحد آ‌مریكا است، اقدامات گسترده ای را برای ارتقای دانش تخصصی اعضای خود بعمل می آورد كه از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره كرد:
1-  فعالیتهای آموزشی
2 -  اعطای گواهینامة حرفه ای شامل حسابدار خبره مدیریت و مدیرمالی خبره،
3 - ارائه منابع منحصر بفرد اطلاعاتی شامل دو مجلّه معتبر باعنوان مدیریت مالی راهبردی و فصلنامة حسابداری مدیریت.
بخش حسابداری مدیریت در انجمن حسابداری ایالاات متحده:
انجمن حسابداری ایالات متحده در سال 1916میلادی پا به عرصة وجود گذاشت. رسالت این انجمن، اجرای طرحهای پژوهشی و آموزشی، یاری رساندن به فعالان عرصة حرفة حسابداری و اعتلای دانش حسابداری در سطح دانشگاههاست. این انجمن دارای و احدها و بخش های مختلفی است كه از آن جمله می توان به بخش حسابداری مدیریت اشاره كرد.

بخش حسابداری مدیریت در انجمن حسابداری ایالات متحد، اقدامات تحقیقاتی وسیع درحوزه حسابداری مدیریت انجام می دهد كه از آن جمله می توان به انتشار نشریة پژوهشهای حسابداری مدیریت اشاره كرد.
انجمن حسابداران خبره مدیریت در انگلستان:

در سال 1919 میلادی انجمن حسابداران صنعتی و تولیدی با هدف تأمین اطلاعات مورد نیاز برای برنامه ریزی و مدیریت درواحد های تجاری نوین، در كشور انگلستان تأسیس شد.
در سال 1985 میلادی و با هدف تأكید بر اهمیت حرفة حسابداری مدیریت، عنوان این تشكل حرفه ای به انجمن حسابداران خبره مدیریت (CIMA)تغییر یافت و از سال 1995 میلادی به بعد، اعضای این انجمن با عنوان حسابداران خبره مدیریت، مطرح شدند.
نشریة انجمن حرفه ای با عنوان حسابداری مدیریت، اطلاعات وسیعی را پیرامون تازه های حسابداری مدیریت به صورت ماهانه در اختیار اعضاء و سایر علاقمندان قرارمی دهد.
فدراسیون بین المللی حسابداران(I FAC): كمیته حسابداری مالی و مدیریت
فدراسیون بین المللی حسابداران، سازمانی متشكل از مراجع حرفه ای حسابداری كشور های مختلف جهان است. كمیته حسابداری مالی و مدیریت از جمله كمیته های فعال در عرصة فدراسیون بین المللی حسابداران است. این كمیته ضمن ارائه رهنمودهایی موثر پیرامون حسابداری مدیریت و مالی،برنامه های پژوهشی و گردهمایی صاحبنظران حسابداران را نیز ترتیب اثر می دهد. از دیگر اقدامات این كمیته، تدوین روشهای بین المللی حسابداری مدیریت است.
انجمن حسابداران رسمی مدیریت در كانادا:
انجمن حسابداران رسمی مدریت در سال 1920 و در پی نیاز به تعلیم و تربیت افراد حرفه ای در عرصه امور مالی و مدیریت راهبردی عملیات سازمانها تشكیل شد. طبق اساسنامه هدف این انجمن بهبود عملكرد واحد های تجاری ازطریق توسعه و تكامل نظامهای حسابداری مدیریت و تجهیز حسابداران به مهارتهای راهبردی و سازماندهی در عرصه های راهبردی است.
انجمن مزبور متن پیشنهادی استاندارد های اجرایی حسابداری مدیریت راهبردی را برای نظر خواهی عمومی انتشار داده است. هدف این استانداردها ارائه رهنودهای تجویزی نیست، بلكه به ترجیح شناخت بهترین و مناسب ترین راهكارهای موجود در عرصه حسابداری مدیریت است. در ادامة این تحقیق چكیدة استانداردهای مزبور ارائه شده است. مجله مدیریت، ماهنامه این انجمن است كه حاوی مقالات و بررسیهایی در عرصه حسابداری مدیریت، مدیریت مالی و سایر عر صه های مربوط است.

انجمن حسابداری مدیریت (IMA )، حسابداری مدیریت را چنین تعریف می كند:« حسابداری مدیریت عبارتست از فرآیند تشخیص، اندزه گیری، جمع آوری، تحلیل ، تهیه، تفسیر و ارزیابی و كنترل داخلی

فعالیتهای سازمان برای تضمین و اطمینان از استفاده مناسب سرمایه. حسابداری مدیریت همچنین شامل تهیه گزارش مالی برای گرههای غیر مدیریتی همانند سهامداران، بستانكاران، اعتبار دهندگان و صاحب نظران مالی نیز می باشد.

طبیعت و محدوده‌های حسابداری مدیریت
سیستمهای حسابداری مدیریت نتایج اندازه‌گیریهای مالی وغیرمالی فعالیتهای عملیاتی را گزارش می‌کنند. این سیستمها همچنین به پروژه‌ها و طرحهای عملیاتی آینده نیز کمک می‌دهند. یکی از نمونه‌های اطلاعاتی که مدیران به آن نیازمندند، بهای تمام‌شده محصول و اندازه‌گیری تحویل تولیدات بموقع است.
این اقلام دونوع از انواع اندازه‌گیری است که حسابداری مدیریت با آن سروکار دارد.
بهای تمام‌شده مثالی است از اندازه‌گیری که در اصطلاحات مالی بیان می‌شود، در حالی‌که تحویل بموقع مثالی است از اندازه‌گیری عملیاتی.
آموزش تولیدکنندگان برای اندازه‌گیری، جمع‌آوری، گزارش، تفسیر و ارائه این اطلاعات به مدیران، موضوع حسابداری مدیریت است.
روشهای اندازه‌گیری مختلفی برای پدیده‌ها وجود دارد. برای مثال بهای تمام‌شده محصول یا توانایی سوداوری آن را به چندین روش می‌توان محاسبه کرد. به همین ترتیب کیفیت را نیز می‌توان با استفاده از تنوع روشها اندازه گرفت.
هر عملیات مالی و غیرمالیِ درخور اندازه‌گیری ممکن است تحت شرایط خاصی مفید و سودمند باشد. درک روشهای چندگانه اندازه‌گیری و دانستن زمان و چگونگی استفاده از‌ آنها قسمت اصلی مطالعه حسابداری مدیریت است.
هدف حسابداری مدیریت‌ـ مثلث استراتژیک
هدف اساسی حسابداری مدیریت کمک به سازمان به‌منظور به‌دست آوردن اصول استراتژیک آن سازمان است. فراهم آوردن این اصول نیازهای مشتریان و دیگر سهامداران را برآورده می‌کند.
استراتژی راهی است که به‌کمک آن، شرکت خود را از دیگر رقیبان متمایز می‌سازد و جایگاه خود را پیدا می‌کند.
امتیازات رقابتی برروی سه بُعد کیفیت، زمان و بهای تمام‌شده یا هزینه استوار است.
مشتریان انتظارات مختلفی از حالات و کیفیت قابل اعتماد به محصول دارند. آنها بهای تمام‌شده، زمان و چگونگی تحویل محصول یا خدمتشان را درنظر می‌گیرند.
برای راضی نگه‌داشتن مشتریان و رقابت با سایر تولیدکنندگان باید به‌صورت همزمان روی سه بُعد کیفیت، هزینه و زمان رقابت کرد. این سه عنصر یک مثلث استراتژیک را تشکیل می‌دهند.
 * کیفیت، تجربه کلی یک مشتری با یک محصول است که خصوصیات فیزیکی و امکانات آن محصول و قابلیت اعتماد به کارایی امکانات آن را دربر می‌گیرد. کیفیت همچنین شامل خدمات‌دهی این امکانات مانند خدمات پس‌از فروش و سطح کارایی خدمات انجام شده به‌وسیله یک سازمان است.
 * بهای تمام‌شده یا هزینه، شامل منابع مصرف‌شده به‌وسیله تولیدکنندگان و سازمانهای حمایت‌کننده آنها مانند عرضه‌کنندگان و فروشندگان است. بهای تمام‌شده محصول شامل کل حلقه ارزش یعنی کل تشکیلات از عرضه‌کننده تا خدمات‌دهی بعداز فروش و مصرف‌کنندگان یا کسانی که برای مشتریان ارزش افزوده به‌وجود می‌آورند می‌باشد. با این تعبیر بهای تمام‌شده مشتریان شامل بهای تمام‌شده حمایت‌کننده و مصرف‌کننده محصول است، که این معمولاً بهای تمام‌شده مالکیت نامیده‌ می‌شود.
 * زمان یعنی مدتی‌که طول می‌کشد تا شرکت پس از اعلام نیاز محصول را در دسترس مشتری قرار دهد، یا مدتی که شرکت قادر است محصولاتش را با امکانات جدید یا تکنولوژی نوآوری شده با سرعت توسعه دهد و آن را در سریعترین وقت به بازار عرضه کند. همچنین زمان شامل صرف وقت جهت کامل‌کردن حلقه فعالیتها نظیر شروع تا پایان تولید می‌شود.
حسابداری مدیریت در ذات خود، هدف نیست، بلکه وسیله مهمی است برای به‌دست آوردن هدفهای استراتژیک سازمان.. در حالی‌که عناصر اصلی استراتژی در گذشته نیز بارها منتشر شده است لیکن استفاده از یک گروه سه تایی برای نشان دادن آنها تازگی دارد. این مثلث بسیار مانند همان چیزی است که آرتور اندرسن (
Arthur Anderson) استفاده کرد. رابین‌کوپر (Robin Cooper) از یک فضای سه بُعدی برای نمایش قیمت، کیفیت و اجرا استفاده می‌کند. سه عنصر مثلث استراتژیک مربوط به همه سازمانها می‌شود: تجارت، بازار و فعالیتهای غیرانتفاعی دولت. این سازمانها با یک تقاضا برای قیمت پایین، کیفیت بالا و تحویل بموقع محصول یا خدمات رو به‌رو هستند.
طبیعت حسابداری مدیریت
حسابداری مدیریت برای تحکیم نقش فعالیتهایش در استراتژی سازمان باید به فراهم آوردن اطلاعات مربوط به سه اصل استراتژیک کیفیت، هزینه و زمان کمک کند. این اطلاعات شامل:
1ـ جمع‌آوری اطلاعات از فعالیتهای روزانه مدیران که با اصول استراتژیک سازمان مرتبط است،
2ـ افزایش توانایی مدیران برای تاثیرگذاری در تمام عملیات اقتصادی انجام شده به‌منظور کسب اصول استراتژیک سازمان یا به‌عبارت دیگر افزایش میزان تاثیرگذاری مدیران در مجموعه عملیات مرتبط با مشتریان، عرضه‌کنندگان و فروشندگان در جهت استراتژیهای سازمان، و
3ـ فراهم‌آوردن دیدگاهی وسیع از استراتژیها و فعالیتهای سازمان است.
ارتباط با فعالیتهای روزانه
برقراری ارتباط بین فعالیتهای روزانه هر فرد در سازمان با موضوعهای استراتژی مدون‌شده از اهمیت خاصی برخوردار است.
یک شرکت کامپیوتری در ایالات متحد بر خود می‌بالید که در استراتژی‌اش چنان ارتباطی ایجاد کرده که هر کسی در هر سطحی در سازمان از هدفهای شرکت با خبر است. بعضی از منتقدان و شکاکان که از بیرون به شرکت نگاه می‌کردند تصمیم گرفتند که از این ادعا امتحان به‌عمل آورند. آنها از یک نظافتچی که در آن شرکت کار می‌کرد در مورد شغلش و ارتباط آن با هدفهای سازمان سئوال کردند. نظافتچی پاسخ داد که: "هدف سازمان ما کاهش بهای تمام‌شده محصولات است. بخشی از بهای تمام‌شده محصولات ما را هزینه انبارداری مواد و قطعات تشکیل داده است. ما اخیراً شیوه‌مان را به‌روش نگهداری محصولات به‌صورت آنی و بموقع که باعث کاهش هزینه‌های انبار می‌شود تغییر داده‌ایم. این بدان معنی است که عرضه‌کنندگان ما محصولاتشان را هر دو ساعت به ما تحویل می‌دهند. اگر من محل این بارگیری را قبل از اینکه محموله‌های بعدی برسند تمیز نکنم ما نمی‌توانیم تحویل را بموقع انجام دهیم و این‌کار روند و برنامه تولید را به‌تعویق می‌اندازد و در نهایت مجدداً باعث افزایش بهای تمام‌شده محصولات می‌شود. همچنین با این‌کار می‌توانیم باعث ایجاد ارزش افزوده برای عرضه‌کنندگان شویم".
ارتباط موفق به نظافتچی اجازه داده بود که فعالیتهای روزانه‌اش را با استراتژی سازمان پیوند دهد، و این‌کار او را تشویق می‌کرد که به‌شیوه‌ای رفتار کند تا به کارش معنی ببخشد. او در واقع شخص مهمی در کامل کردن و به انجام رساندن موضوعی مرتبط با اصول استراتژیک سازمان شمرده می‌شد.
به این ترتیب حسابداری مدیریت به مدیران کمک می‌کند تا دربارة رئوس مثلث استراتژیک یعنی کیفیت، هزینه و زمان اطلاعات مورد نیاز را فراهم و منتشر کنند.
اطلاعات حسابداری مدیریت به مدیر کمک می‌کند که اهداف کیفیتی را از طریق اندازه‌گیری منابع صرف‌شده برای پیشگیری از نواقص احتمالی تولیدات، هزینه بازسازی تولیدات ناقص، هزینه انجام تعمیرات و نگهداری تجهیزات، فرصتهای از دست رفته فروش به‌دلیل نبود کیفیت محصولات و سرمایه‌گذاری جدید برای افزایش کیفیت محصول مشخص کند و به تحلیل تاثیرات هزینه‌های کیفیت بر سود برسد.
مثالهایی از اطلاعاتی که به مدیران کمک می‌کند تا مفاهیم استراتژیک مدیریت بهای تمام‌شده را دریابند عبارتند از اطلاعات منابع صرف‌شده برای تولید محصولات درطی یک دوره زمانی، اندازه‌گیری منابع صرف‌شده برای اجرای سایر فعالیتها در طی یک دوره زمانی، تجزیه و تحلیل عوامل موثر در بهای تمام‌شده، تجزیه و تحلیل سوداوری محصولات، تجزیه وتحلیل ساختاری قیمت عرضه‌کنندگان و مقایسه قیمتهایشان با قیمتهای سایر رقیبان.
حسابداری مدیریت همچنین برای کمک به درک اصل دیگر استراتژیک یعنی زمان با استفاده از معیارهای اندازه‌گیری گزارشهایی مثل فرصتهای از دست رفته فروش به‌علت تأخیر در تولید، هزینه‌های ناشی از تاخیر مواد از جانب عرضه‌کنندگان، مقایسه فروش محصولات جدید در مقابل محصولات قدیم، زمان پاسخگویی به سفارشهای مشتریان و میزان ظرفیتهای در دسترس استفاده نشده به‌دلیل تولید محصولات جدید را تهیه می‌کند.
مقایسه حسابداری مدیریت با حسابداری مالی
:
محصول نهایی فرآیند حسابداری، مجموعه ای از اطلاعاتی است كه برای دستیابی به دو هدف مشخص، مورد استفاده قرار می گیرد:
الف) تصمیم گیری در محدوده درون سازمانی
ب) ارائه اطلاعات و گزارشها به افراد و گروههای ذینفع بالفعل و بالقوه برون سازمانی.

 


تهیه و ارائه اطلاعات برای دستیابی به اولین هدف،بطور معمول در محدودة نظام حسابداری مدیریت جای دارد، حال آنكه تحقق دومین هدف در حوزة حسابداری و گزارشگری مالی برون سازمانی قرارمی گیرد. برخلاف حسابداری و گزارشگری مالی برون سازمانی كه بر مجموعه ای از ارزشها وساختارهای مقرر در اصول پذیرفته شدة حسابدری متكی است، حسابدری مدیریت ریشه در اصول، مبانی، مفاهیم، قواعد حاكم بر نظامها و دانشهای متعددی دارد. از اینرو ماهیت این نظام تا حدی با حسابداری مالی متفاوت است. درزیر به اختصار به تفاوتهای كلی حسابداری مالی و مدیریت اشاره شده است:
شرح حسابدری مدیریت حسابداری مالی
1 - كانون توجه و وظیفه تأمین نیازهای اطلاعاتی مدیران در داخل سازمانها تأمین نیازهای اطلاعاتی استفاده كنندگان بیرون سازمانی
2 - منابع اطلاعاتی اطلاعات كمی و كیفی غالباً اطلاعات كمی
3 - استانداردها و ضوابط استانداردهای كلی و جامعی وجو د ندارد٭ رعایت GAAPكه توسط مراجع ذیصلاح تدوین میگردد لازم است
4 - مبنای گزارش
اطلاعات تاریخی، پیش بینی ها و برآوردهای منطقی اطلاعات مبتنی بررویدادهای مالی گذشته

٭ اخیراً استانداردهای پیشنهادی توسط انجمن حسابداران رسی مدیریت كانادا عرضه شده كه در ادامة تحقیق می آید:

معیارهای ارزیابی عملكرد:
سیستمهای موثر ارزیابی عملكرد به صنایع كمك می كند كه به موفقیت دست یابند. سیستمای مطلوب ارزیابی عملكرد امكانات زیر را فراهم می كند:
1 - سنجش فعالیتها 2- كنترل عوامل هزینه ساز

استقرار سیستم مطلوب ارزیابی عملكرد، كاری پیچیده ودشوار است. مطالعات متعدد انجام شده نشان می دهد كه بیشتر مدیران از سیستم خود راضی نیستند. سیستم مطلوب ارزیابی عملكرد به دو عامل اصلی بستگی دارد.
1 -  مشتریان( شامل خریداران، فروشندگان، كاركنان، سهامداران و) 2- رقابت
مشتریان تعیین می كنند چه چیزی اهمیت دارد كه سنجیده شود و رقابت تعیین می كند كه عملكرد خوب با توجه به معیار سنجش مزبور چگونه باید باشد. شركتهای موفق، امروزه در سه جبهة زیر رقابت می كنند:
1- رضایت مشتریان، 2- انعطاف، 3- كارآیی.
مدیریت كیفیت جامع (TQM) ، تولید بهنگام(JIT) و مدیریت بر مبنای فعالیت(ABC) نگرشهای نوینی برای ادارة سازمانهای امروزی است كه می تواند پیروزی را در جبهه های رقابت فراهم آورد

وظیفة حسابداری مدیریت در شرایط نوین، اندازه گیری هدفهای مزبور یعنی تعیین بهای كیفیت، بهای ضایعات، بهای دوره های چرخشی و بهای تحویل( نگهداری) منابع است.


                                                                                      گردآورنده: امامی  - احمدی -  ارجمندی

 

 

تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی و راهکارهای تحقق آن

تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی و راهکارهای تحقق آن

تولید ملی(به انگلیسی:National product ) (در اقتصاد) (یا محصول ملی) به ارزش پولی همه ی کالاها و خدماتی که در دوره ی معینی، معمولا ً یک سال، در کشوری تولید شده، گفته می شود. به این اعتبار تولید ملی یک جریان در واحد زمان است و معمولا ً بر حسب دلار در سال، پوند در سال، و مانند اینها بیان کی شود . درآمد ملی به ارزش پولی تمامی درآمدهایی که در دوره ی معینی در کشوری، در جریان تولید، کسب شده گفته می شود. «هزینه‌‍ی ملی» ارزش پولی تمام هزینه هایی است که در دوره ی معینی در کشوری پرداخت شده است.

.تولید ملی را بسته به اینکه هزینه های تولید از آن کم شده یا نه می توان به دو زیرشاخه تقسیم نمود:

ا.تولید خالص ملی عبارت است از تولید ناخالص ملی منهای استهلاک کالاهای سرمایه ای

2. تولید ناخالص ملی

واژه «تولید ناخالص ملی» یکی از پرکاربردترین واژه های عرصه سیاستگذاری عمومی است.

معنای این واژه عبارت است از مجموع ارزش پولی کالاها و خدمات نهایی تولید شده در یک سال مشخص با استفاده از عوامل تولیدی که متعلق به شهروندان یک کشور می باشد.
منظور از کالاها و خدمات نهایی نیز آن دسته از کالاها یا خدماتی است که به مصرف کننده نهایی فروخته می شود یا به هر طریق دیگر به دست او می رسد.

محاسبه کالاها و خدمات نهایی در ارزیابی تولید ناخالص ملی به منظور پرهیز از دوبار محاسبه شدن برخی کالاها یا خدمات در کل تولید ناخالص ملی است. به عنوان مثال ارزش فولادی که به شرکت خودروسازی فروخته می شود به طور جداگانه در مجموع تولید ناخالص ملی محاسبه نمی شود چرا که ارزش آن هنگام فروش خودرو در قیمت نهایی آن محاسبه می گردد.

واژه تولید ناخالص ملی هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ عملی با واژه "تولید ناخالص داخلی" ارتباط نزدیک دارد. البته این دو واژه با یکدیگر تفاوت هایی دارند. اختلاف آنها از آنجا ناشی می شود که در هر زمان تعدادی از شرکت هایی که در مالکیت خارجی هاست در داخل یک کشور به تولید کالا و خدمات مشغولند و در طرف مقابل شرکت هایی که در مالکیت اتباع آن کشور هستند و یا شهروندان آن کشور در سایر کشورها به تولید کالا و خدمات می پردازند.

بر این اساس تولید ناخالص ملی عبارت است از ارزش پولی مجموع کالاها و خدمات نهایی تولید شده در داخل یک کشور در یک سال مشخص (تولید ناخالص داخلی) منهای ارزش پولی کالا و خدمات تولید شده در داخل توسط خارجی ها به اضافه ارزش پولی کالا و خدمات تولید شده توسط شهروندان آن کشور در سایر کشورهای خارجی. بنابراین، اگر شهروندان یک کشور از سرمایه گذاری خود در خارج درآمد بیشتری از آنچه خارجی ها از سرمایه گذاری های خود در آن کشور به دست می آورند، کسب کنند، تولید ناخالص ملی آنها بیشتر از تولید ناخالص داخلی خواهد بود.

در طرف مقابل اگر شهروندان این کشور از سرمایه گذاری های خارجی خود درآمد کمتری از آنچه خارجی ها از سرمایه گذاری در کشور آنها به دست می آورند، کسب کنند، تولید ناخالص ملی آن کشور از تولید ناخالص داخلی آن کمتر خواهد بود. همچنین از تقسیم رقم تولید ناخالص ملی بر تعداد جمعیت کشور تولید ملی سرانه به دست می آید.

محاسبه تولید ناخالص ملی کشورها که یک کار پر زحمت است از جهات مختلف همچون تسهیل سیاستگذاری اقتصادی توسط دولت، کمک به برنامه ریزی تصمیم گیران بخش خصوصی، آزمون نظریه های اقتصادی و نیز مقایسه بین المللی کشورها از اهمیت زیادی برخوردار است. به عنوان مثال اگر سیاستگذاران دولتی افزایش رشد اقتصادی و رفاه مادی را از طریق اعمال سیاست های پولی و مالی جزو اهداف سیاست های اقتصاد ملی قرار دهند آنها به شیوه منطقی برای قیمت گذاری به منظور ارزیابی عملکرد اقتصاد برای تسریع یا کاهش سرعت آن نیازمند هستند که این همان شاخص تولید ناخالص ملی است.

به علاوه سیاستگذاران بخش خصوصی نیز برای انجام سرمایه گذاری های جدید در کارخانجات و تجهیزات یا تولید محصولات جدید از اطلاعات کلان ناشی از محاسبه تولید ناخالص داخلی به منظور پیش بینی سطوح تقاضای احتمالی برای محصولاتشان و نیز روندهای آتی در هزینه های مختلف تولید سود می جویند. همچنین ثبت تاریخی آمارهای ملی اطلاعات لازم برای اقتصاد دانان به منظور آزمون و اصلاح نظریاتشان درباره عملکرد واقعی اقتصاد ملی و نیز از این طریق بهبود درک سیاستگذاران از پیامدهای سیاست هایشان فراهم می کند.

اگرچه شاخص های تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی از جامع ترین شیوه ها برای ارزیابی کل تولید در اقتصاد ملی است اما این شاخص ها (به ویژه موقعی که تبدیل به سرانه می شوند) حتی از لحاظ نظری شیوه خوبی برای نشان دادن رفاه کلی اقتصادی نیست. این شاخص ها در بهترین وضعیت تنها ابزاری برای نشان دادن سطوح کنونی نرخ فعالیت های تولیدی است، در حالی که رفاه کلی اجتماعی یک مفهوم گسترده تر از رفاه اقتصادی است که به طور دقیق نمی توان آن را با تولید ناخالص ملی یا تولید ناخالص داخلی ارزیابی کرد.

برای محاسبه تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی یک کشور سه شیوه مختلف وجود دارد. اول محاسبه به روش هزینه است که در آن تولید ناخالص ملی عبارت است از مجموع ارزش پولی هزینه هایی که برای خرید کالاها و خدمات نهایی توسط خانوارها (مصرف)، شرکت ها (سرمایه گذاری)، دولت (خریدهای دولتی) و سایر کشورها (خالص صادرات) می پردازند. دوم محاسبه به روش درآمد است که تولید ناخالص ملی از مجموع ارزش پولی درآمدهای مختلفی- شامل حقوق و دستمزد، سود، اجاره- که مردم از تولید همان کالاها و خدمات نهایی به دست می آورند.

سوم محاسبه به شیوه بازده است که در آن تولید ناخالص ملی ارزش پولی مجموع کالاها و خدمات نهایی است که توسط تولید کنندگان مختلف تولید می شود؛ منهای هزینه پرداختی آنها برای مواد اولیه و نیز کسر کردن استهلاک و انجام تعدیل های لازم. اگرچه در هر سه شیوه رقم تولید ناخالص داخلی باید یکسان باشد اما در عمل ممکن است تفاوت هایی وجود داشته باشد.

مفاهیم: تولید ناخالص داخلی چیست

 

 

تولید ناخالص داخلی یا GDP یکی از مقیاس‌های اندازه اقتصاد است که ارزش کل کالاها و خدمات نهایی تولید شده در کشور ر یک بازه زمانی معین را با توجه به واحد پول جاری اندازه‌گیری می‌کند.

در این تعریف منظور از کالاها و خدمات نهایی، کالا و خدماتی است که در انتهای زنجیر تولید قرار گرفته‌اند و خود آنها برای تولید و خدمات دیگر خریداری نمی‌شوند.

روش‌های مختلفی برای محاسبه تولید ناخالص ملی وجود دارد. محاسبه مجموع ارزش افزوده، محاسبه با نگرش مصرف و محاسبه با نگرش درآمد، سه روش متداول انجام این کار هستند.

محاسبه با نگرش مصرف به این شکل است: تولید ناخالص داخلی= مصرف خصوصی + سرمایه‌گذاری + مصارف دولتی + (صادرات محدود)  . تا سال ۱۹۸۰ در ایالات متحده از کلمه تولید ناخالص ملی استفاده می‌شد. هرچند تولید ناخالص ملی [8] GNP و تولید ناخالص داخلی GDP تفاوت‌های جزئی دارند.

در محاسبه تولید ناخالص ملی درآمد افراد خارج از کشور که به کشور باز فرستاده می‌شود با تولید ناخالص ملی جمع می‌شود و درآمد افراد خارجی مقیم آن کشور که درآمد خود را به خارج می‌فرستند از آن کاسته می‌شود.

رابطه تولید ملی و توسعه

توسعه صنایع پیشرفته و تولید مبتنی بر این صنایع ضمن افزایش تولید، به کارگیری نیرو‌های متخصص و ایجاد مزیت رقابتی علاوه بر رفع نیاز‌های کشور، یکی از مهمترین راه حل‌های دستیابی به خودکفایی و خوداتکایی محسوب می‌شود.
حمایت از تولید داخلی، کار و سرمایه ایرانی نیازمند تلاشی مضاعف و جهادگونه است تا از تمامی وضعیت‌ها به نحو مطلوب استفاده شود و رویکرد تولید و استفاده از تولیدات ملی بر تمامی بخش‌ها و زمینه‌ها سایه افکند. وجود ظرفیت‌ها، ذخایر و منابع متعدد از یک سو و بهره‌مندی از نیروی انسانی کارآزموده، متخصص، متعهد و نخبه از دیگر سو از مهمترین عوامل قوام بخش و تسهیل‌گر امر تولید و توسعه همه جانبه کشور است.
بدیهی است که توسعه، تولید، حمایت از سرمایه‌گذاری و دستیابی به اشتغال پایدار مستلزم به کارگیری صحیح ظرفیت‌ها و منابع مذکور و فراهم نمودن بستر‌ها و الزامات لازم برای رونق این بخش است. توسعه تولید همچنین مستلزم رفع موانع تولید و ایجاد اشتغال و سرمایه‌گذاری مناسب است و در این روند الزاماتی نظیر اصلاح، بازنگری و تقویت قوانین و مشوق‌های حمایت از تولید، حمایت از بخش خصوصی و ایجاد فضای رقابتی در کشور، ارتقای کیفیت تولیدات، حذف بوروکراسی اداری در قبال ایجاد واحد‌های تولیدی سرمایه‌گذار، واگذاری بخش‌های اقتصادی و صنعتی وکشاورزی کشور به دست نیروهای مجرب، خلاق و نخبه از جمله نکات مهمی است که در روند شکوفایی تولیدات داخلی باید مد نظر قرار گیرد.

هبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز سال 1391 ضمن تاکید بر شعار «تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى» فرمودند: ما امسال سال دیگرى را در پیش داریم که به امید خدا و با توکل بر پروردگار، باز ملت ایران با فعالیت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در این سال خواهد توانست پیشرفتهاى زیادى را براى خود به ارمغان بیاورد. به تشخیص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ى با افراد مطلع و آگاه، به این نتیجه میرسیم که عرصه‌ى چالش مهم در همین سال جارى - که این سال، امروز و از این ساعت شروع میشود - عرصه‌ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چیزى نیست که تمام‌شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‌هاى اقتصادى، براى ملت ایران یک ضرورت است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی‌شان به مناسبت حلول سال نو، امسال را سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامگذاری فرمودند چرا که تولید ملی و رفع نیاز‌های کشور توسط صنعت جوشیده از فکر و ابتکار ایرانی، راه حل مؤثر و تردید‌ناپذیر توسعه همه‌جانبه کشور است.

متن کامل پیام حضرت آیت الله خامنه ای به مناسبت آغاز سال 1391 هجری خورشیدی به شرح ذیل است:

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

یا مقلّب القلوب و الأبصار یا مدبّر اللّیل و النّهار یا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى احسن الحال.
اللّهمّ کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى کلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّى تسکنه ارضک طوعا و تمتّعه فیها طویلا.
اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذریّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقرّ به عینه و تسرّ به نفسه .

 

تبریک عرض میکنم عید نوروز و فرا رسیدن سال نو را به همه‌ى هم‌میهنان عزیز در سراسر کشور، و به همه‌ى ایرانیانى که در هر نقطه‌اى از دنیا سکونت دارند، و به همه‌ى ملتهائى که عید نوروز را گرامى میدارند؛ بالخصوص تبریک عرض میکنم به خانواده‌هاى عزیز شهیدان، به جانبازان، به خانواده‌هاشان، به همه‌ى ایثارگران، به همه‌ى فعالان عرصه‌هاى مختلف. آرزو میکنم  و دعا میکنم که خداوند متعال براى ملت ایران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در این سال جدید مقدر بفرماید و بدخواهان این ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان ان‌شاءاللّه ناکام کند.

سالى که گذشت - سال 90 - یکى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در کشور ما بود. آنچه که در مجموع انسان مشاهده میکند، این است که این حوادث بر روى هم به سود ملت ایران و در راه کمک به هدفهاى آن، تمام شده است. آن کسانى که اهداف بدخواهانه‌اى درباره‌ى ملت ایران و ایران و ایرانى در سر میپرورانند، در کشورهاى غربى دچار مشکلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى که جمهورى اسلامى از آنها همواره حمایت کرده است، به هدفهاى بزرگى دست پیدا کرده‌اند؛ دیکتاتورهائى به زیر کشیده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در کشورهائى تصویب شد؛ دشمن درجه‌ى یک امت اسلامى و ملت ایران - یعنى رژیم صهیونیستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل کشور، به معناى حقیقى کلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ایران بود. در جنبه‌ى سیاسى، ملت ایران در این سال، چه در راهپیمائى بیست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاریخ منطقه ثبت کرد که نظیر آن را در گذشته کمتر داشتیم.
با وجود این‌همه دشمنى، این‌همه تبلیغات، این‌همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ایران در طول این سال، با همه‌ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه‌هاى گوناگون علمى و اجتماعى و سیاسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات کند. بحمداللَّه سالى بود که با همه‌ى سختى‌ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان که قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خیبر بود؛ یعنى شرائط قبول چالشها و دشوارى‌ها و غلبه‌ى بر آنها.
همان طورى که اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان میدانستند که این نام و این جهتگیرى و شعار براى سال 90 یک امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در این سال هم همین را اثبات کرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حرکت خصمانه‌ى خودشان را در عرصه‌ى اقتصادى نسبت به ملت ایران آغاز کردند؛ اما ملت ایران، مسئولین، آحاد مردم، دستگاه‌هاى مختلف، با تدبیرهاى هوشمندانه‌اى توانستند با این تحریمها مقابله کنند و مواجهه‌ى آنها تا حدود زیادى توانست اثر این تحریمها را خنثى کند و حربه‌ى دشمن را کُند کند. سال 90، سال فعالیتهاى بزرگ علمى بود؛ که من ان‌شاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پیشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزیزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود که ملت ایران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه کند.
ما امسال سال دیگرى را در پیش داریم که به امید خدا و با توکل بر پروردگار، باز ملت ایران با فعالیت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در این سال خواهد توانست پیشرفتهاى زیادى را براى خود به ارمغان بیاورد. به تشخیص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ى با افراد مطلع و آگاه، به این نتیجه میرسیم که عرصه‌ى چالش مهم در همین سال جارى - که این سال، امروز و از این ساعت شروع میشود - عرصه‌ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چیزى نیست که تمام‌شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‌هاى اقتصادى، براى ملت ایران یک ضرورت است.
من امسال تقسیم میکنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. یک بخش مهم از مسائل اقتصادى برمیگردد به مسئله‌ى تولید داخلى. اگر به توفیق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانیم مسئله‌ى تولید داخلى را، آنچنان که شایسته‌ى آن است، رونق ببخشیم و پیش ببریم، بدون تردید بخش عمده‌اى از تلاشهاى دشمن ناکام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله‌ى تولید ملى است. اگر ملت ایران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و کمک مسئولان، با برنامه‌ریزىِ درست بتواند مشکل تولید داخلى را حل کند و در این میدان پیش برود، بدون تردید بر چالشهائى که دشمن آن را فراهم کرده است، غلبه‌ى کامل و جدى پیدا خواهد کرد. بنابراین مسئله‌ى تولید ملى، مسئله‌ى مهمى است.
اگر ما توانستیم تولید داخلى را رونق ببخشیم، مسئله‌ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقیقى کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که دشمن با مشاهده‌ى این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتى دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ى دشمن، کید دشمن هم تمام خواهد شد.
بنابراین همه‌ى مسئولین کشور، همه‌ى دست‌اندرکاران عرصه‌ى اقتصادى و همه‌ى مردم عزیزمان را دعوت میکنم به این که امسال را سال رونق تولید داخلى قرار بدهند. بنابراین شعار امسال، «تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى» است. ما باید بتوانیم از کارِ کارگر ایرانى حمایت کنیم؛ از سرمایه‌ى سرمایه‌دار ایرانى حمایت کنیم؛ و این فقط با تقویت تولید ملى امکان‌پذیر خواهد شد. سهم دولت در این کار، پشتیبانى از تولیدات داخلىِ صنعتى و کشاورزى است. سهم سرمایه‌داران و کارگران، تقویت چرخه‌ى تولید و اتقان در کار تولید است. و سهم مردم - که به نظر من از همه‌ى اینها مهمتر است - مصرف تولیدات داخلى است. ما باید عادت کنیم، براى خودمان فرهنگ کنیم، براى خودمان یک فریضه بدانیم که هر کالائى که مشابه داخلى آن وجود دارد و تولید داخلى متوجه به آن است، آن کالا را از تولید داخلى مصرف کنیم و از مصرف تولیدات خارجى بجد پرهیز کنیم؛ در همه‌ى زمینه‌ها: زمینه‌هاى مصارف روزمرّه و زمینه‌هاى عمده‌تر و مهمتر. بنابراین ما امیدوار هستیم که با این گرایش، با این جهتگیرى و رویکرد، ملت ایران در سال 91 هم بتواند بر توطئه‌ى دشمنان، بر کید و مکر بدخواهان در زمینه‌ى اقتصادى فائق بیاید.

از خداوند متعال درخواست میکنیم که ملت ایران را در این صحنه و در همه‌ى صحنه‌ها موفق و مؤید بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى کند. ارواح طیبه‌ى شهیدان عزیز ما را با اولیائشان محشور فرماید.
والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته‌

 

لذا برای رسیدن به توسعه و عدم وابستگی و نیز گریز از نتایج سوء تحریم های غرب باید برای تحقق شعار تولید ملی دانش محوری و علمی عمل کردن را سرلوحه کار خود قرار دهیم. در این راستا میبایست تلاش نماییم از وابستگی اقتصاد کشور به شرایط تک محصولی نفتی صنعتی شدن کشور را با دانش محوری مبتنی بر دانش بومی در دانشگاهها مد نظر قرار دهیم.

چگونگی تحقق شعار تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نگاهی به شعار انتخاب شده برای سال 90 یعنی شعار جهاد اقتصادی و عملکرد برخی گروه‌های سیاسی، تجربه‌ای است که نشان می‌دهد رویگردانی از خط ترسیم شده چه هزینه‌های زائدی را برای کشور به دنبال دارد و در نهایت همین گروه‌ها هستند که با شنا کردن در مسیر خلاف جریان حرکتی سال یعنی کار و تلاش جهادگونه نه تنها طرفی نمی‌بندند، بلکه در بزنگاه‌های سرنوشت‌سازی مانند انتخابات پاسخ روشنی از وارثان حقیقی انقلاب و نظام یعنی مردم دریافت می‌کنند.

سال 1391 با تیزبینی سکاندار نظام اسلامی به مانند روند چند سال اخیر مزین به یک شعار با رویکرد اقتصادی یعنی «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» شده و این امر نشان می‌دهد که معظم له همچنان دغدغه اعتلای اقتصادی کشور همپای ابعاد دیگر تعالی نظام اسلامی را دارند.

مروری بر ادبیات بیانات رهبری انقلاب و همچنین گزینش شعارهای سالانه و شعار دهه چهارم انقلاب یعنی «پیشرفت و عدالت» نشان می‌دهد که پیشرفت همه‌جانبه اقتصادی در کنار تحقق آرمان‌های عدالت‌محورانه یکی از دغدغه‌های همیشگی معظم له است و این چراغ فروزان، مسیر حرکتی اجزای حاکمیت را به خوبی ترسیم کرده است.

درخصوص تکیه بر شعار تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی در شرایط فعلی چند نکته حائز اهمیت است.

اول آنکه با پافشاری نظام اسلامی بر اصول اصلی خود که البته این پافشاری منجر به تحقق منافع ملی در سطح حداکثری نیز شده، دشمنان نیز از حربه ضربه متقابل خصوصاً از طریق فشارهای اقتصادی بهره جسته‌اند که در یک سال گذشته حجم بسیار بالایی از این فشارها در قالب تحریم‌های گسترده متوجه نظام شده است.

در این شرایط ویژه که با محدودیت‌های زیادی برای ورود انواع و اقسام کالاها و خدمات به کشور همراه است تکیه بر توانمندی‌های داخلی کارگشا خواهد بود. مروری بر روند حرکتی نظام و تلا‌ش های بی وقفه دولت خدمتگزار در سال 90 که در اوج تحریم‌های غربی‌ها بود نشان می‌دهد که با برنامه‌ریزی و خدمت‌رسانی گسترده می‌توان تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد به گونه‌ای که می‌توان از دل تحریم‌های کارشکن غربی‌ها به رشد اقتصادی 3/7 درصدی و صادرات غیرنفتی 45 میلیارد دلاری نیز رسید.

شرط تحقق این اهداف حرکت در مسیر خدمت‌رسانی به مردم، برنامه‌ریزی در شرایط تحریم و پرداختن به موضوعات اصلی و اجتناب از مسائل فرعی بی ارزش است.

دوم آنکه با روند درپیش گرفته شده از طرف دشمنان قسم خورده نظام انتظار می‌رود در سال جاری ابزار تحریم با شدت بیشتری به کار گرفته شود که دراین شرایط همبستگی ملی و داخلی برای مقابله با تهدیدها یک اصل بسیار مهم قلمداد می‌شود.

درک درست تهدیدهای پیش رو، برنامه‌ریزی دقیق برای مقابله با تهدیدها و استفاده از ظرفیت‌های عظیم مردمی در عرصه‌های اقتصادی از طریق تقویت مؤلفه‌های مؤثر بر همبستگی ملی و اقتدار داخلی امکانپذیر است.

واقعیتهای اقتصادی کشور به خوبی نشان می‌دهد چه سرمایه‌های عظیمی در داخل کشور وجود دارد که با شکوفایی آن می‌توان به خلق فرصت‌های بیشمار اقدام کرد.

به عنوان مثال در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران دارای بیشترین سهم پس‌انداز در تولید ناخالص داخلی در میان کشورهای منطقه است که این شاخص به حدود 42 درصد می‌رسد. این حجم عظیم از پس‌اندازها که البته مبین وضعیت مطلوب اقتصادی در سطح کلان است، اگر در مسیردرست حرکت چرخ‌های اقتصاد ملی به کار گرفته شود ظرفیت‌های عظیمی را شکوفا خواهد کرد و یا اینکه وجود خیل عظیم جوانان تحصیلکرده فرصت بی نظیری را برای کشور فراهم کرده که در صورت تحقق اشتغال برنامه‌ریزی شده می‌توان به وضعیت مطلوب‌تر اقتصادی نیز دست یافت.

قطعاً با حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی به صورت زنجیروار شاخص‌های دیگر هم بهبود خواهد یافت.

سوم آنکه تبدیل ظرفیت‌های بالقوه اقتصادی به فرصت‌های بالفعل زمانی امکان‌پذیر است که مجموعه بسترهای حرکتی، چه بسترهای قانونی و اجرایی و چه بسترهای حمایتی و قضایی رونق تولید خصوصاً شاخص کسب و کار به درستی مهیا شود.

واقعیت آن است که حدود 60 درصد از بسترهای بهبود شاخص‌های کسب و کار که عاملی برای رونق تولید داخل است خارج از اختیارات دولت و در اختیار دیگر نهادهای حاکمیتی از جمله قوای مقننه و قضائیه و نهادهای عمومی مانند شهرداری‌ها است و حتی اگر دولت بیشترین تلاش را برای بهبود شاخصها به‌کار گیرد (که البته با جدیت تمام پیگیری کرده) حداکثر به میزان 40 درصد اثرگذاری خواهد داشت. لذا تعامل نهادهای حاکمیتی دیگر در این مسیر بسیار ضروری و کلیدی است.

نکته پایانی اینکه مردم در مسیر تحقق شعار امسال نقش ویژه ای دارند. مصرف بخش خصوصی که حدود 50 درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد تحت تأثیر مستقیم رفتارهای مردم است. مردم نیز در قالب الگوهای مشخصی رفتار مصرفی دارند که شاید شیوه تبلیغات و نوع نگاه به مصرف کالاهای داخلی و یا در مقابل مصرف کالاهای خارجی از سهم بسزایی در این مسیر برخوردارند.

پرسشی که مطرح می‌شود آن است که آیا با رفتارسازی فعلی مجموعه دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای خصوصاً رسانه ملی با گستره مخاطبان آن، می‌توان رفتار مصرفی مبتنی بر مصرف کالاهای داخلی را نهادینه کرد؟

پاسخ به این پرسش با مروری بر الگوی مصرف کنونی و شیوه تبلیغات و اطلاع‌رسانی کالاهای خارجی در رسانه ملی و حتی در سطح شهر به راحتی قابل ارائه است. در مجموع باید گفت عزم جدی تمام نهادهای حاکمیتی برای حرکت در مسیر اهداف شعار انتخاب شده و پرهیز از پرداختن به مسائل فرعی و گمراه‌کننده، شرط لازم تحقق شعار «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» است.

رهبر فرزانه انقلاب با درایت مثال‌زدنی و شناخت تهدیدها و فرصت‌های واقعی شعار سال 91 را ابلاغ فرموده‌اند و حال نوبت مجموعه دستگاه‌های حاکمیتی و برنامه‌ریزی است که میزان ولایت‌پذیری و اعتقاد به منافع ملی را با تأسی به بیانات معظم له و حرکت در چارچوب مشخص شده به نمایش بگذارند.()

 

استفاده از کالای ایرانی                               

نهادینه شدن یک فرهنگ غلط...

از اول که چشم باز کرده ایم، گفته اند که کالای خارجی بهتر از نوع ایرانی آن است و از همین رو، تا چشم کار می کند انواع لوازم لوکس و ضروری خارجی در گوشه گوشه خانه هایمان جا خوش کرده، در حالی که محصولات ایرانی منتظر نگاه و عنایت هموطنان هستند تا بلکه خریداری شوند و منفعتی به جیب یک ایرانی برود.وقتی سراغ تک تک مشتریان پاساژهای لوازم خانگی می روی و در مواجهه با آنان متوجه میل به خرید کالای خارجی از سوی هموطنان می شوی، احساس بدی به تو دست می دهد! فکر می کنی که "مگر عیب و ایراد کالای ایرانی چیست که همگان مشابه خارجی آن را می پسندند و بی اعتنا از کنار محصولات داخلی گذر می کنند!"

 فعالیت ‌های اقتصادی به منزله یک مجموعه به هم پیوسته است‏، تاکید می کند که "توسعه  اقتصادی کشور نیاز به تلاش همه جانبه دارد".پایه توسعه بازار ایران در عرصه جهانی کسب اعتبار است و امروز صیانت از اعتبار تولید داخلی در عرصه بین المللی یک وظیفه ملی و اسلامی قلمداد می شود.

 مردم حق استفاده از کالای با کیفیت را دارند ولی ترجیحا باید کالای ساخت داخل را مصرف کنند و این امر نیازمند تحکم نگاه علمی است، به نحوی که دست ‌‏اندرکاران عرصه تولید، دولت و دانشگاه‌‏ ها حلقه ارتباطی صمیمی و تعامل پایداری را با یکدیگر داشته باشند. باید از تمامی مزیت‌‏های نسبی کشور عالمانه استفاده شود، به خصوص اینکه کشورمان از موقعیت جغرافیایی مطلوبی برخوردار بوده و در جایی قرار دارد که در بخش صادرات مجدد می‌‏ تواند ارزش افزوده ایجاد کند.بنابراین همه باید تلاش کنند تا کالای ایرانی با خدمات ایرانی در دنیا معتبر باشد و نام ایران سال‌‏ها در میان کشورهای هدف ماندگار باشد. زیرا، صیانت از اعتبار تولید داخلی در عرصه جهانی، وظیفه ملی و اسلامی است و منافع زودگذر نباید منفعت ملی را به خطر بیندازد.

بر اساس اعلام سازمان توسعه تجارت ایران، طی سال گذشته در مجموع 4 هزار قلم کالا از ایران به 163 کشور جهان صادر شده است که عمده کالاهای صادر شده شامل آهن آلات، فولاد، پسته، میعانات گازی، فرش دستباف، مصنوعات پلاستیکی، آلومینیوم، نفت سبک، مصنوعات مسی، البسه و... بوده که به کشورهای مختلف از جمله امارت متحده عربی، عراق، هند، چین، ژاپن، کویت، افغانستان، جمهوری آذربایجان، پاکستان، آمریکا، تایلند، فرانسه، مصر و... صادر شده است.

این وضعیت نشان می دهد که کالای ایرانی نیز می تواند قابل مصرف باشد و تنها نکته ای که در این بین می تواند به جا انداختن فرهنگ استفاده از کالای داخلی در بین خانواده های ایرانی کمک کند، تبلیغات صحیح و در عین حال واقعی از خدماتی است که هنگام تبلیغات به آنها اشاره می شود.

سازمان توسعه تجارت ایران اعلام کرد: از مجموع 5/10 میلیارد دلار صادرات سال گذشته ایران به کشورهای جهان، مبلغ 3 میلیارد دلار آن به کشورهای حوزه خلیج فارس، 2/1 میلیارد دلار به اتحادیه اروپا، 5/1 میلیارد دلار به کشورهای عضو اکو و بقیه تا سقف 5/10 میلیارد دلار به سایر کشورها از جمله کشور آفریقایی صادر شده است.

این در حالی است که موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران اعلام کرد: در آبان امسال یک میلیون و 751 دلار کالای غیر استاندارد مرجوع شده است.

بر اساس این گزارش، در اجرای تبصره‌ های ماده 4 و 6 قانون موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی و به منظور حمایت از مصرف کنندگان و تولید کنندگان داخلی و جلوگیری از ورود کالاهای نامرغوب خارجی، این موسسه به تمامی اقلام وارداتی مشمول مقررات استاندارد اجباری نظارت کرده و تنها در صورت انطباق با استانداردای ملی و یا استانداردهای مورد قبول مجوز ورود صادر می کند و تمامی محموله های غیر استاندارد باید مرجوع شوند.

جالب است بدانیم که این اقلام مرجوعی شامل کولر گازی، وی سی دی، وایر شمع خودرو، پیچ و مهره فولادی، قهوه جوش، آسیاب مخلوط کن، لنت قرمز، لامپ، اسباب بازی، شیر خشک، سرنگ یک بار مصرف، سرخ کن، رینگ، روغن موتور، ذرت، دیگ زود پز، توپ والیبال، پوشاک، پارچه، بیل کشاورزی، الکترو موتور، سیم، خردکن، سشوار، حالت دهنده مو، موتور فن خودرو، پیچ خودکار، سیبک خودرو، شمع موتورسیکلت، ساندوچ ساز، بوق، بخاری برقی، لاستیک سواری، فیلتر روغن، موزن برقی، اتوکلاو دندانپزشکی، صفحه نمایش که 8/32 درصد مربوط به کالاهای برقی و 2/67 درصد مربوط به کالاهای غیر برقی است...

وقتی به اقلام مرجوعی دقیق می شویم، متوجه این واقعیت می شویم که اغلب کالاهایی که مارک خارجی آنها برای ما اهمیت دارد، در لابه لای همین کالا بوده و اگر کمی صبر پیشه کنیم، می توانیم با قیمت ارزان تر، یک کالای تولید داخل را بخریم.

بنابراین گزارش، مبادی تولیدی کالاهای وارداتی غیر استاندارد که آبان امسال مرجوع شد، 2/75 درصد از چین، 13 درصد آسیای شرقی، 5 درصد اروپا، 4/3 درصد امارات متحده عربی و 7/1 درصد که مبادی آنها اعلام نشده است.

همچنین سهم مبادی حمل این کالاها شامل 1/49 درصد از امارات متحده عربی، 41 درصد چین، آسیای شرقی 5/6 درصد، اروپا 7/1 درصد و آمریکا 7/1 درصد، بوده است.

رویکرد واردات و مصرف باید به رویکرد تولید و صادرات برگردد، و این در حالی است که چرخ ‌‏دنده های این دو مفهوم یک طرفه شده و باید اصلاح شوند و در صورت تحقق این امر، رشد متکی به درآمد نفتی نخواهیم داشت.

تامین کالای مورد نیاز کشور و تنظیم بازار با نگاه حمایت از تولید داخلی از مهم ‌ترین وظایف وزارت بازرگانی است، به این موضوع تاکید دارد که نقش اصلی و اجرایی را باید مردم بر عهده داشته باشند و وزارت بازرگانی و دولت باید همراه آنان باشد.

طرح این موضوع، بر اهمیت مشارکت و همدلی مردم برای توسعه و تقویت محصولات داخلی می افزاید و نقش مردم را بیش از پیش نمایان می سازد. زیرا، اصلاح فرهنگ غلط استفاده از کالای خارجی تنها با نگاه مردم به کالای داخلی امکان پذیر است و اگر غیر این باشد، تولیدات داخلی هیچ گاه فرصت خودنمایی در بازارهای داخلی و خارجی را نخواهند یافت.

 بهینه ‌کردن الگوی مصرف مردم تنها در کاهش حجم مصرف خلاصه نمی‌ شود، بلکه باید بیشتر به افزایش کیفیت کالاها توجه شود، بر ضرورت فرهنگ ‌سازی و آموزش همگانی در این راستا تاکید دارد.

در حال حاضر با جریان قوی واردات کالاهای مصرفی به کشور مواجه هستیم و مبادی و ورودی متعددی برای کشور ایجاد شده که منطقی نیست.

در کلانشهرها تهاجم مصرفی در قالب ایجاد و تشکیل پاساژ و بوتیک صورت می گیرد و این در حالی است که بالاترین سرانه و کاربری تجاری متعلق به بوتیک ها و پاساژها است و این امر پدیده ای غیر طبیعی محسوب می شود.

اولین تهاجم در عرصه اقتصادی را بر روی  تولید ملی و تولید ناخالص داخلی است. اگر تولید ملی مورد تهاجم قرار گیرد، به تبع آن مصرف نیز مورد تهاجم قرار خواهد گرفت.

اقتصاد دانان ایران با اشاره به رشد اقتصادی 8 درصدی در اقتصاد که 5/2 درصد آن از بهره وری حاصل می شود، می گویند: گرچه بر اساس آمارها به رشد اقتصادی 5/5 دست یافته ایم اما هنوز به 5/2 درصد نرخ بهره وری که از اهداف برنامه چهارم توسعه بوده، دست نیافته ایم.

به گفته یک اقتصاددان دیگر که معتقد است بازار داخلی کشور غیر رقابتی است؛ کالاهای خارجی وارد شده به کشور، بازار داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد و از سوی دیگر یارانه های بسیار زیادی یعنی بالغ بر 35 میلیارد دلار در کشور پرداخت می شود.

 

 

مردم چه می گویند...

وقتی با مردم هم کلام می شویم تا علت استقبال از کالاهای خارجی را بیابیم، متوجه نکته ظریف و حساسی می شویم که چندان هم بی ارتباط با موضوع نیست و آن، عدم جدی گرفتن ضمانت های اجرایی کارخانجات و شرکت های داخلی در انجام تعهداتی است که در قبال مشتریان خود دارند. به عنوان مثال، از جمله تبلیغاتی که بر روی بر چسب لوازم خانگی ایرانی مشاهده می کنیم، نصب رایگان محصولات در منازل است.

اما، واقعیت این است که همواره مبالغی از مشتریان اخذ می شود که پرداخت آن با میل و رغبت صورت نمی گیرد و مشتری احساس می کند، به نوعی فریب خورده و تبلیغ شرکت مذکور دروغین بوده است.

 وقتی تلفن می زنی و نمایندگی کالای خریداری شده به منزل می آید، یک حق الزحمه بابت ایاب و ذهاب می گیرد که همان پول نصب است. در صورتی که وقتی می گویند، نصب رایگان ، باید به تمام معنا رایگان باشد.

ای کاش همین بود، چون اگر کالایی که خریده ای خراب شود و نمایندگی برای تعمیر آن به منزل مراجعه کند، بابت حضور خود یک حق الزحمه جدا می گیرد و بابت تعویض قطعه ای، یک حق الزحمه دیگر، که این مبالغ دقیقا همان می شود که یک تعمیرکار متفرقه درخواست می کند.

 تبلیغاتی که می بینیم با واقعیت ها یکی نیست و برخی لوازم خانگی که بیشتر مورد مصرف هستند، از کیفیت مطلوب و قابل قبول برخوردار نیستند و از همین رو مردم به سراغ جنس خارجی می روند.

وقتی قیمت جنس ایرانی را با مشابه خارجی آن مقایسه می کنیم، می بینیم که چندان تفاوتی نمی کند و در مقابل، اگر پول بیشتری بابت کالای خارجی می دهیم، حداقل کیفیت بهتری دارد.

اغلب مشتریان پرو پا قرص محصولات خارجی اعم از لوازم خانگی، بهداشتی، آرایشی، خوراکی و...، در یک موضوع متفق القول هستند و آن هم، کیفیت محصولات خارجی است که البته در برخی موارد قابل قبول است اما  واقعیت امر این است که رشد کیفی محصولات داخلی در طول دو سه سال اخیر به شدت افزایش یافته، تا جایی که امکان رقابت با محصولات مشابه خارجی را دارد.

ولیکن، عدم ضمانت اجرایی تعهدات برخی تولید کنندگان محصولات داخلی باعث شده که میل و رغبت برای مشتریان کالاهای ایرانی فراهم نشود و در نتیجه بازار محصولات خارجی همچنان داغ باشد.

                                               گرد آوری : عسل امامی کلاس پنجم

                                                     منبع : اینترنت

نگاهی کوتاه بر زندگی امام خمینی


                         (((      نگاهی کوتاه بر زندگی امام خمینی ( ره))))
سیّد روح‌الله مصطفوی موسوی خمینی مشهور به امام خمینی فقیه و مرجع تقلید شیعه و اولین رهبر ایران در نظام جمهوری اسلامی بود که انقلاب ایران را رهبری کرد و در پی به نتیجه رسیدن آن، نظام جمهوری اسلامی ایران را بنیان گذارد و تا پایان عمرش رهبر ایران ماند. وی یکی از نظریه‎پردازان ولایت فقیه به شمار می‌رود. از او بیش از چهل کتاب در زمینه‌های اخلاق، فقه، عرفان، فلسفه، حدیث، شعر و تفسیر به جای مانده که غالب آنها را پیش از انقلاب ایران نگاشته است در زمان حکومت محمدرضا پهلوی، یک بار به دلیل سخنرانی‌ خطاب به شاه در عاشورای سال ۱۳۴۲، ۱۰ ماه زندانی و بار دیگر به دلیل سخنرانی‌ علیه قانون کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳، ۱۵ سال تبعید گردید
دو هفته بعد از تصویب طرح کاپیتولایسون (مصونیت اتباع امریکایی) توسط دولت، خمینی در مخالفت با آن در ۴ آبان ۱۳۴۳ سخنرانی نمود که درپی آن مجددا دستگیر و تا ۱۵ سال از ایران تبعید گردید. وی ابتدا بمدت ۱۱ ماه به ورسای ترکیه تبعید شد. سپس راهی عراق شد و در پایان برای چند ماه در فرانسه بسر برد. وی در دوران تبعید پیگیر اوضاع سیاسی بود و با راهنمایی مبارزان و ارسال پیامه و اعلامیه از دور نهضت را رهبری می‌کرد و در این دوران به تدوین نظریه ولایت فقیه پرداخت. تا پس از اینکه شاه ایران را ترک کرده بود در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ ش. روانه ایران شد و در ۲۲ بهمن انقلاب به رهبری او به پیروزی رسید.
دوران رهبری او پس از انقلاب اسلامی او قوانین شرع مانند حجاب را اجباری نمود. صدها نفر را به خاطر سوابق پیش از انقلاب اعدام نمود. به فرمان او انقلاب فرهنگی با هدف تصفیه دانشگاه ها اقدام شروع شد و دانشجویان و استادان چپ، لیبرال و بهایی را از دانشگاه اخراج شدند.[۵] بسیاری از متحدان پیشین خود را سرکوب نمود. در جریان کشتارهای سال ۱۳۶۷ بیش از سه هزار نفر از زندان سیاسی به «حکم حکومتی» او در زندان ها اعدام شدند.
نسب
خمینی در خانواده‌ای به دنیا آمد که سابقه فعالیت‌های دینی و مذهبی در آن به قرن‌ها قبل برمی‌گشت. آن‌ها «سید موسوی» بودند، به این معنی که نسب‌شان به محمد – پیامبر اسلام – و از طریق دختر او فاطمه و نیز به امام موسی کاظم – هفتمین امام شیعیان – برمی‌گشت.
خاندان خمینی ابتدا ساکن شهر نیشابور بودند، اما در اواسط قرن یازدهم هجری برای ترویج مذهب و نیز راهنمایی امور دینی جامعه‌ی بزرگ شیعیان هند، راهی شمال این کشور و شهر لکنو واقع در ناحیه‌ی اوده شدند. در این منطقه قوانین اسلام و شیعه‌ی دوازده‌امامی که از زمان صفویان دین و مذهب رسمی ایران به حساب می‌آمد، برقرار بود.
در آن‌جا، آن‌ها ساکن شهر کوچکی به نام کینتور شده و آغاز به رسیدگی به امور دینی شیعیان آن ناحیه کردند. مشهورترین عضو این خاندان میرحامد حسین موسوی، نویسنده‌ی کتاب عبقاتالانوار فی مناقب الائمة‌الاطهار بود.
سید احمد موسوی هندی پدر بزرگ سید روح‌الله، در کینتور به دنیا آمد. او که از هم‌دوره‌های میرحامد حسین محسوب می‌شد، در اواسط قرن سیزدهم هجری، لکنو و کشور هند را ترک کرده و راهی نجف شد. سید احمد موسوی هندی به دعوت بزرگان خمین تصمیم به اقامت در خمین و به‌عهده گرفتن مسئولیت رسیدگی به امور دینی مردم آن منطقه گرفت.
 
اعضای خانواده
حاصل ازدواج سید مصطفی با هاجر، دو فرزنددختر بنام مولودآغا خانم و فاطمه و سه فرزندپسر به نام‌های مرتضی، نورالدین و روح‌الله بود. روح‌الله آخرین فرزند این خانواده بود. سید مصطفی در ذی‌الحجه ۱۳۲۰ (اسفند ۱۲۸۱ هجری شمسی) و در پنج‌ماهگی روح‌الله، در مسیر خمین به اراک مورد حمله قرار گرفت و با اصابت چند گلوله به ناحیه کتف و کمر کشته شد و جنازه وی به نجف منتقل و درآنجا دفن شد.
مادر او، بانو هاجر، نیز از پیشینه‌ی مذهبی برخوردار بود. او دختر آیت‌الله میرزا احمدو از نوادگان آیت‌الله خوانساری (صاحب زبده‌التصانیف) بود.
از ازدواج روح‌الله خمینی و خدیجه ثقفی در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، دو پسر و سه دختر بجا ماندند؛ مصطفی (متولد ۱۳۰۹ ش)، احمد (متولد ۱۳۲۴ ش)، زهرا، فریده و صدیقه. از وی همچنین ۱۵ نوه برجا ماند: از مصطفی خمینی: حسین خمینی و مریم خمینی، از احمد خمینی: حسن خمینی، یاسر خمینی و علی خمینی، از زهرا خمینی: مسیح بروجردی و لیلی بروجردی، از فریده خمینی: فرشته اعرابی، و از صدیقه خمینی: علی اشراقی، نعیمه اشراقی، زهرا اشراقی و چهار فرزند دیگر.
تولد
خمینی در سحرگاه چهارشنبه، اول مهرماه سال ۱۲۸۱ هجری خورشیدی (۲۴ سپتامبر ۱۹۰۲ میلادی)، معادل با بیستم جمادی‌الثانی ۱۳۲۰ هجری قمری– که روز تولد فاطمه زهرا دختر محمد، پیامبر اسلام، نیز محسوب می‌شد – در شهر خمین از توابع استان مرکزی واقع در ۲۰۰ کیلومتری جنوب تهران به دنیا آمد.  برخی منابع روز سی شهریور را به عنوان زادروز او در نظر گرفته‌اند.
کودکی و نوجوانی
روح‌الله در پنج‌ماهگی، پدرش را از دست داد و در نتیجه وظیفه‌ی سرپرستی و تربیت او به دست مادرش هاجر، عمه‌اش صاحبه و نیز دایه‌اش، ننه‌خاور افتاد.  با وجود آن‌که در زمان مرگ پدر، روح‌الله تنها پنج‌ماه سن داشت، اما بعدها و در ادامه‌ی حیات خود (احتمالاْ بعد از این‌که در جریان چگونگی از دست دادن پدرش قرار گرفت همواره از پدر خود یاد می‌کرد، به‌گونه‌ای که در بزرگسالی برای خود نام خانوادگی «مصطفوی» برگزید و در جوانی بعضی نوشته‌هایش را با نام «ابن الشهید» تمام می‌کرد.
روح‌الله در کودکی به وضوح از کودکان هم‌سن‌وسال خود خاص‌تر به نظر می‌رسید. در آن زمان بازی محبوب و رایج بین کودکان، بازی «دزد و وزیر» بود که او هم مانند بسیاری از کودکان هم‌سن خود به این بازی علاقه داشت. حتی کودکان دیگر هم متوجه خاص بودن شخصیت او شده بودند، به‌گونه‌ای که با ورود او به بازی نقش شاه و یا نهایتاْ وزیر به او داده می‌شد. فرزندش سیداحمد بعدها در این مورد می‌گوید: «پدرم با وجود این‌که کودکی خردسال بیش نبود، اما همیشه در بازی‌ای که انجام می‌داد اصرار داشت نقش شاه را داشته باشد.»
در دوران کودکی، او به نقاشی نیز علاقه‌ی زیادی داشت. با آن‌که معلم نقاشی نداشت، اما در همان سنین یکی از تصاویر خیالی‌اش از خانه فراتر رفت و در میان اقوام و دوستان دست‌به‌دست شد. در این نقاشی، تنها دو رنگ به کار رفته بود: مرکب سیاه و دواگلی (مرکورکروم). روح‌الله در آن مجلس شورای ملی را بزرگ‌تر از ابعاد تالار بزرگ خانه‌شان رسم کرده بود و سرهایی را با عمامه‌های سیاه و سفید و کلاه‌های بوقی و پوستی به عنوان نمایندگان مجلس، دور اتاق جا داده بود. بر پشت بام تالار تعداد زیادی دایره به عنوان توپ کشیده بود به‌گونه‌ای که چند عدد از توپ‌ها پشت‌بام را سوراخ کرده و روی سر نمایندگان مجلس افتاده و از زیر در تالار خون سرخ روان بود.
شرایط تربیتی
با وجود این‌که روح‌الله پنجمین فرزند سید مصطفی محسوب می‌شد، اما پدرش علاقه و اصرار زیادی بر تربیت او براساس تعلیمات دین اسلام داشت، به گونه‌ای که نقل است به دایه‌ی روح‌الله – ننه‌خاور – چنین گفت: «تا وقتی که پسرم روح الله را شیر می‌دهی، دست به سوی هیچ سفره‌ای جز سفره‌ی خود و یا غذایی که از خانه‌ی من برای تو فرستاده می‌شود، دراز مکن.»
وی دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادرش «بانو هاجر»، عمه‌اش «صاحب خانم» (صاحبه خانم اشتباه است) و دایه‌اش «ننه خاور» سپری کرد. صاحب خانم پس از ترور برادرش (پدر خمینی) به تهران رفت و با عین‌الدوله صدر اعظم مظفرالدین شاه دیدار کرد و خواستار قصاص شد که عاقبت این امر محقق گردید. عمادالدین باقی درباره آنها می‌گوید: «روح‌الله که آخرین و کوچک‌ترین فرزند بود، تحت تربیت عمه‌اش صاحبه خانم قرار گرفت و گویا بارها خاطرات مربوط به زندگی و شهادت پدرش را از زبان او شنیده بود... ننه خاور دایهٔ روح‌الله نیز از زنان نادر روزگار بود. او که در شیر دادن به خمینی به هاجر یاری می‌رساند، اسب سواری ماهر بود و حتی از روی اسب تیراندازی می‌کرد و به هدف می‌زد.»
روح‌الله در خانواده‌ای اهل علم و دین و نسبتاً متمول بزرگ شد. همچنین با توجه به جایگاه خانوادگی خمینی، وی از کودکی مورد توجه و احترام مردم خمین و کمره بود.
آغاز تحصیلات
در قرن سیزدهم خورشیدی در بیشتر مناطق ایران و از جمله خمین تقریباً مدرسه به شکل امروزی وجود نداشت و آن گروه از مردم که به تربیت و تحصیلات فرزندان خود اهمیت می‌دادند، آنها را به مکتب خانه می‌فرستادند، تا خواندن و نوشتن و قرآن و ادبیات فارسی بیاموزند. تبعاً خمینی نیز به مکتب فرستاده شد و نزد «ملا ابوالقاسم» به فراگیری «عم جز»، گلستان و بوستان سعدی و چند کتاب ادبی دیگر پرداخت.
پس از اتمام این دروس کسانی که می‌خواستند به تحصیل ادامه دهند، به اراک می‌رفتند. اما با توجه به وقوع جنگ جهانی اول و اوضاع آشفته کشور، دیگر امکان مسافرت به اراک برای نوجوانان وجود نداشت. لذا بزرگان خمین تصمیم گرفتند، مدرسه‌ای به سبک مدارس جدید ایجاد کنند. این مدرسه سه معلم داشت، که یکی مدیر بود و سر کلاس درس هم می‌رفت و یکی دیگر از آنها به نام میرزاعلی خان، معلم زبان فرانسه و یک فرد معمم نیز معلم زبان فارسی بود. «آقا شیخ فضل‌الله» عموی مادر خمینی نیز معلم شرعیات بود. خمینی نیز به این مدرسه رفت. علاوه بر آن خانواده وی که از وضع مالی خوبی برخوردار بودند، برایش معلم سرخانه گرفتند. نام این معلم «افتخارالعلما» بود و در غیاب او مادرش به شاگردان درس می‌داد. آیت‌الله پسندیده برادر بزرگ خمینی می‌گوید سواد مادرش بیشتر از خود افتخارالعلما بود و من نزد مادرش هیات، نجوم و حساب می‌خواندم. خمینی پس از آن که مقطع ابتدایی را نزد افتخارالعلما تمام کرد، درس مقدمات را نزد «محمدمهدی داعی» شروع کرد. «حاج میرزا نجفی» شوهر خواهر روح‌الله نیز منطق را به او تدریس کرد.
او در شش‌سالگی تحصیل قرآن و سایر علوم ابتدایی رایج آن زمان را آغاز کرد. نخستین آموزگاران روح‌الله، شیخ میرزاجعفر و ملا ابوالقاسم بودند. میرزا جعفر – که از بستگان مادرش بود - هر روز صبح به خانه‌ی آن‌ها می‌آمد و به روح‌الله پنج‌ساله خواندن و نوشتن می‌آموخت.
او زبان عربی را نیز نزد شیخ‌جعفر آموخت. روح‌الله تحصیلات خود را با حفظ کردن قرآن در مکتبی که در نزدیکی خانه‌ی آن‌ها توسط ملاابوالقاسم راه‌اندازی شده بود ادامه داد و در سن هفت‌سالگی حافظ قرآن شد. پس از آن‌که او در مکتب ملا ابوالقاسم همه‌ی آن‌چه که در مکتب‌خانه‌های آن دوران مرسوم بود را آموخت، به مدرسه – که جزء مراکز تازه‌تأسیس آن زمان به حساب می‌آمد – رفتحسن مستوفی، فرزند خاله‌ی روح‌الله که در کودکی هم‌درس و هم‌بازی هم بودند، در مورد مدرسه‌ی روح‌الله می‌گوید:«ما با هم به مدرسه‌ای می‌رفتیم که به سبک مدارس فرانسوی، میز و صندلی داشت.»
احتمالاً وجود خان‌های متمول در خمین باعث به وجود آمدن مدارس جدید در آن ناحیه شده بود. آن‌گونه که در «سرگذشت‌های ویژه از زندگی امام خمینی» آمده است، نام آن مدرسه‌ی تازه تأسیس «احمدیه» بوده است
از آثار به‌جامانده از دوران کودکی روح‌الله این‌طور بر‌می‌آید که او از همان دوران نسبت به وقایع و حوادث سیاسی و اجتماعی جامعه حساس بوده است، به‌گونه‌ای که برخی از حوادث مربوط به آن دوران، مانند بمب‌باران مجلس، در نقاشی‌ها و مشق‌های خوش‌نویسی دوران کودکی و نوجوانی او منعکس شده‌است. از جمله قطعه‌شعری که در دفترچه‌ی یادداشت دوران نوجوانی (۹ یا ۱۰ سالگی) او با عنوان «غیرت اسلام، کو جنبش ملی کجاست» و خطاب به ملت ایران درج شده‌است:
هان ای ایرانیان، ایران اندر بلاست
مملکت داریوش اندر نیکولاست
می‌توان از این دست‌نوشته به عنوان اولین بیانیه‌ی سیاسی دوران نوجوانی روح‌الله یاد کرد.
روح‌الله در ادامه تحصیلات مقدماتی خود را نزد میرزامحمد افتخارالعلماء و سپس عموی مادر خود، حاجی میرزا محمد مهدی ادامه داد. اولین استاد درس منطق او، شوهر خواهرش میرزا رضا نجفی خمینی بود. از اساتید دیگر او در این دوران می‌توان از شیخ علی محمد بروجردی، شیخ محمد گلپایگانی، و عباس اراکی نام برد.
او هم‌چنین بخشی از تحصیلات پایه‌ای خود در خمین را نزد برادر بزرگ‌تر خود، مرتضی گذراند و با او کتاب نجم‌الدین کتیب قزوینی – المطول البدیع و المعانی - و شرحی بر معانی و لغت کتاب السیوطی را کار کرد
او خط و خوش‌نویسی را نزد یکی از اساتید مدرسه‌ی تازه‌تأسیس آقا حمزه محلاتی آموخت
شرایط سیاسی و اجتماعی
شرایط اجتماعی و سیاسی ایران و خمین در سال‌های ۱۲۹۰ تا ۱۳۰۰ که هم‌زمان با نوجوانی سید روح‌الله خمینی بود، بسیار آشفته بود. حکومت مرکزی ضعیف شده بود و خوانین محلی قدرت یافته بودند و بانی مرگ پدر سید روح‌الله خمینی نیز شدند. علاوه بر آن در جای جای کشور اشرار دستجات مختلفی تشکیل داده و به شهرها و آبادی‌ها حمله کرده و مردم را غارت می‌کردند. لذا مردم از کودکی و نوجوانی روحیه سلحشوری یافته، می‌آموختند که برای حفاظت از خود با اشرار و بیگانگان مبارزه کنند. سید روح الله خمینی خود درباره دوران کودکی و نوجوانی اش می‌گوید: من از بچگی در جنگ بودم… ما مورد هجوم «زلقی‌ها» بودیم، مورد[هجوم] «رجبعلی‌ها» بودیم و خودمان تفنگ داشتیم و من در عین حال که تقریباً شاید اوایل بلوغم بود، بچه بودم، دور این سنگرهایی که بسته بودند در محل ما و اینها می‌خواستند هجوم کنند و غارت کنند، آنجا می‌رفتیم، سنگرها را سرکشی می‌کردیم… ما در همان محلی که بودیم یعنی خمین که بودیم، سنگربندی می‌کردیم. من هم تفنگ داشتم. منتها من بچه بودم به اندازه بچگی‌ام. بچه شانزده هفده ساله، ما تفنگ دستمان بود و تعلیم و تعلم هم می‌کردیم… ما سنگر می‌گرفتیم و با این اشراری که بودند و حمله می‌کردند و می‌خواستند بگیرند و چه کنند [مقابله می‌کردیم]. هرج و مرج بود… یک دفعه هم یک محله خمین را گرفتند و مردم با آنها معارضه کردند و تفنگ دست گرفتند. ما هم جزء آنها بودیم.»
جنگ جهانی اول و مرگ عمه و مادر
روح‌الله خمینی سیزده سال داشت که جنگ جهانی اول آغاز شد و هرچند ایران اعلام بیطرفی کرده بود، لشکریان روسیه، بریتانیا و عثمانی از شمال، جنوب و غرب وارد ایران شدند و کشور را مورد تاخت و تاز قرار دادند و وی شاهد بود، چگونه در نبود حکومت مقتدر مرکزی فوجی از سپاه روس در مسیر خود خمین را مورد تاخت و تاز قرار دادند. وی خود خاطره جنگ جهانی اول را به یاد می‌آورد. او می‌گوید: «من هر دو جنگ بین‌المللی را یادم هست… من کوچک بودم لکن مدرسه می‌رفتم و سربازهای شوروی [روسیه تزاری] را در همان مرکزی که ما داشتیم، در خمین، من آنها را آنجا می‌دیدم. ما مورد تاخت و تاز واقع شدیم در جنگ بین‌المللی اول.»
در شرایطی که دو سال و نیم از شروع جنگ جهانی اول می‌گذشت، اجساد کشته‌شدگان جنگ باعث شیوع وبا در شهر شده بود. در آن زمان موثرترین داروی موجود که کمی از کشتار ناشی از وبا می‌کاست، ماست بود. اما سربازان روس ماست‌ها را از خانهٔ مردم می‌گرفتند و خود مصرف می‌کردند. مادر روح‌الله، هرچند وقت یک‌بار فرزند خود را با مشکی پر از ماست به خانهٔ بیماران می‌فرستاد تا به درمان آن‌ها کمک کرده باشد. با این‌حال خانهٔ آن‌ها نیز از گزند بیماری وبا مصون نماند و در پانزده‌سالگی روح‌الله در سال ۱۲۹۷، ابتدا صاحبه خانم، عمهٔ او و اندکی پس از او هاجر، مادرش قربانی این بیماری شده و هر دو درگذشتند
نوجوانی
روح‌الله نوجوان در سن پانزده‌سالگی بعد از آموختن دروس مقدماتی حوزه، آماده‌ی ورود به مرحله‌ی جدیدی از تحصیلات خود شده بود. در آن زمان، آشنایی او به ادبیات و زبان عرب و فارسی بیش از مقدار مورد نیاز برای طلبه‌ها بود. به منطق و فنون استدلال به خوبی آشنا بود. خط را بسیار زیبا می‌نوشت و پی‌گیر اخبار شهر و کشور بود. او در همه‌ی فعالیت‌های مربوط به جوانان مدافع شهر شرکت می‌کرد، برای مثال جمعه‌ها به میدان مشق تیر می‌رفت تا فنون دفاع را بیاموزد
در آن سال‌ها، با وجود آن‌که رفاه مادی دو برادر به دلیل وجود املاک و زمین‌هایی که از پدرشان برجا مانده بود تضمین شده بود، اما وجود ناامنی‌ها و بی‌قانونی‌ها موجب شده بود تا زندگی آن‌ها به سختی پیش برود. علاوه بر دشمنی‌های مداوم میان زمین‌داران منطقه، وجود قبایل بختیاری و لرهای مناطق اطراف که هر چند وقت یک‌بار به خمین حمله می‌کردند موجب ایجاد ناامنی در این شهر شده بود. یک بار وقتی یک سالار بختیاری به نام «رجب‌علی» با افراد خود به شهر حمله کرده بود، خمینی جوان همراه با برادران خود اسلحه به دست گرفت و از خانه‌ی خود دفاع کرد .سال‌ها بعد خمینی با اشاره به این حوادث گفت]: «من از زمان کودکی در جنگ بوده‌ام.»
از او هم‌چنین در همین زمینه این‌گونه نقل شده‌است:
«من از بچگی در جنگ بودم... ما مورد هجوم «زلقی‌ها» بودیم، مورد[هجوم] «رجبعلی‌ها» بودیم و خودمان تفنگ داشتیم و من در عین حال که تقریباً شاید اوایل بلوغم بود، بچه بودم، دور این سنگرهایی که بسته بودند در محل ما و اینها می‌خواستند هجوم کنند و غارت کنند، آنجا می‌رفتیم، سنگرها را سرکشی می‌کردیم... ما در همان محلی که بودیم یعنی خمین که بودیم، سنگربندی می‌کردیم. من هم تفنگ داشتم. منتها من بچه بودم به اندازه بچگی‌ام. بچه شانزده هفده ساله، ما تفنگ دستمان بود و تعلیم و تعلم هم می‌کردیم... ما سنگر می‌گرفتیم و با این اشراری که بودند و حمله می‌کردند و می‌خواستند بگیرند و چه کنند [مقابله می‌کردیم]. هرج و مرج بود... یک دفعه هم یک محله خمین را گرفتند و مردم با آنها معارضه کردند و تفنگ دست گرفتند. ما هم جزء آنها بودیم.»
مشاهده‌ی رفتارها و برخوردهای مستبدانه‌ی حاکمان استانی و خان‌ها و زمین‌داران منطقه در زمان نوجوانی روح‌الله احتمالاً تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری اندیشه‌های سیاسی او داشته است. او بعدها نقل می‌کند که چگونه یک حاکم تازه منصوب‌شده، رئیس صنف تاجران گلپایگان را دستگیر کرده و به فلک می‌بندد تا در مردم عادی ایجاد ترس و وحشت کند.
علاقه و توجه به نهضت جنگل
گفته می‌شود خمینی در سال‌های نوجوانی تحولات مربوط به نهضت جنگل را با دقت دنبال و حتی اقدام به سرودن شعر در وصف میرزا کوچک‌خان می‌کرده است. حتی گفته می‌شود که روح‌الله در آن سنین یک بار در فرصتی که پیش می‌آید به جنگل سفر می‌کند و پایگاه میرزا را از نزدیک می‌بیند.
جوانی
هجرت به اراک و ادامهٔ‌ تحصیل
در سال ۱۲۹۹ هجری شمسی، برادر بزرگ‌تر روح‌الله، سید مرتضی، او را برای تکمیل تحصیلات خود راهی اراک کرد او در آن‌جا وارد مدرسه‌ی سپهدار شد.
در آن سال‌ها اراک به دلیل حضور آیت‌الله عبدالکریم حائری یزدی به مرکز مهمی برای یادگیری علوم دینی تبدیل شده بود، به‌گونه‌ای که روح‌الله که پیش از عزیمت به اراک قصد داشت تحصیلات خود را در اصفهان ادامه دهد، به دلیل وجود این شخص در اراک به این شهر مهاجرت کرد.
آیت‌الله حائری یزدی در سال ۱۳۳۲ هجری قمری به دعوت مردم اراک و سیصد طلبه‌ی جوان راهی این شهر شد و کلاس‌های خود را در مدرسه‌ی میرزا یوسف‌خان به جریان انداخت. این‌طور به نظر می‌رسد که خمینی در آن سال‌ها در علوم دینی به قدر کافی پیشرفت نکرده بود که تحصیلات خود را مستقیماً زیر نظر او ادامه دهد. او درس منطق را در حضور شیخ محمد گلپایگانی، کتاب شرح‌العلوم از شیخ زین‌الدین العاملی را زیر نظر آقا عباس اراکی و ادامه‌ی تحصیل المتول خود را با هدایت شیخ محمد علی بروجردی گذراند.
زمانی که او در اراک مشغول تحصیل بود حوادث زیادی در ایران رخ داد. مهم‌ترین آن‌ها کودتای رضاشاه در ۱۲۹۹ و دستگیری سید حسن مدرس بود.
روح‌الله در سن ۱۹ سالگی و در ضمن تحصیل، در مراسم بزرگداشت سید محمد طباطبایی، اولین خطابه‌ی خود را قرائت کرد و تحسین همگان را برانگیخت. این خطابه در واقع یک بیانیه‌ی سیاسی بود که در آن او به قدردانی و تمجید از سید محمد طباطبایی پرداخته بود. از قول او در مورد این خطابه نقل شده:
«پیشنهاد شد منبر بروم، استقبال کردم. آن شب کم خوابیدم، نه از ترس مواجه شدن با مردم، بلکه با خود فکر می‌کردم فردا باید روی منبری بنشینم که متعلق به رسول‌الله است. از خدا خواستم مدد کند که از اولین تا آخرین منبری که خواهم رفت، هرگز سخنی نگویم که جمله‌ای از آن را باور نداشته باشم... و این خواستن عهدی بود با خدا بستم، اولین منبرم طولانی شد، اما کسی را خسته نکرد... و عده‌ای احسنت گفتند، وقتی به دل مراجعه کردم از احسنت گویی‌ها خوشم آمده بود، به همین خاطر دعوت دوم و سوم را رد کردم و چهار سال هرگز به هیچ منبری پا نگذاردم.»
او بعد از این مجلس تا چهار سال در هیچ منبری به سخنرانی و خطابه نپرداخت.
هجرت به قم
 
حدود یک سال بعد از رفتن خمینی به اراک، آیت‌الله حائری دعوت جمعی از علماء قم را پذیرفت و از اراک راهی این شهر شد. در آن سال‌ها قم به عنوان یکی از شهرهای مهم آموزش تعلیمات دینی و پایگاه مذهب شیعه در ایران، سال‌ها بود که در زیر سایه‌ی شهرهای مذهبی عراق قرار گرفته بود. رفتن آیت‌الله حائری به قم نه تنها باعث ارتقای سطح علمی این شهر در آن زمان شد، بلکه آغازی بود بر رونق گرفتن حوزه‌ی علیمه‌ی قم و مطرح شدن این شهر به‌عنوان پایتخت معنوی ایران، و با در نظر گرفتن مبارزات و فعالیت‌های سیاسی صورت گرفته توسط خمینی و سایرین در سال‌های بعد در قم، می‌توان به نقش کلیدی این شهر در جریانات سیاسی آن زمان پی برد.
بعد از مهاجرت آیت‌الله حائری از اراک به قم، خمینی نیز چهار ماه بعد به دنبال او راهی این شهر شد نوروز سال ۱۳۰۰ هجری شمسی، روح‌الله برای دیدار خانواده موقتاً به خمین بازگشت و با توجه به این‌که در این سفر تمام اسباب و اثاثیه‌ی زندگی را همراه خود از اراک آورده بود، می‌توان به این نتیجه رسید که در تصمیم خود برای مهاجرت به قم جدی بوده‌است.
او پس از مدتی کوتاه اقامت در خمین، راهی قم و ساکن مدرسه‌ی دارالشفاء شد.
این حرکت یک نقطه‌ی عطف در زندگی او محسوب می‌شد، چرا که در قم بود که او تحصیلات خود را در درجات بالا ادامه داد و مبارزات سیاسی خود را پایه‌گذاری کرد. در سال‌های بعدی زندگی خمینی، شهر قم به‌گونه‌ای جزء بخشی از هویت او شد که می‌توان او را به نوعی محصول شهر قم دانست.
در سال ۱۳۵۹ هجری شمسی و زمانی که در حال سخنرانی برای جمعی از مهمانان قمی بود، در مورد این شهر گفت:
«هرجایی که زندگی کنم، شهر من قم است. و به این واقعیت افتخار می‌کنم. قلب من همیشه با قم و مردمانش است.»
ادامهٔ تحصیل در قم
 
او در قم بی‌درنگ تحصیلات خود را از سر گرفت و زمان خود را وقف کامل کردن بخش مقدماتی تحصیلات حوزوی – موسوم به سطوح – و هم‌چنین فقه و شریعت کرد. قسمت‌های پایانی کتاب مطول را نزد آقا میرزا محمدعلی ادیب تهرانی آموخت و دروس سطح را از محضر آیت‌الله محمدتقی خوانساری و بیشتر نزد آیت‌الله سیدعلی یثربی کاشانی فراگرفت.
او بعد از گذراندن سطح و سرانجام در سن بیست‌وپنج‌سالگی موفق به حضور در کلاس‌های آیت‌الله‌العظمی عبدالکریم حائری یزدی (درگذشته ۱۳۵۵ قمری) – مؤسس حوزه‌ی علمیه - شد و تا دو سال دروس خارج فقه و اصول را نزد او گذراند. پس از درگذشت آیت‌الله حائری با آمدن آیت الله بروجردی به قم، برای ترویج وی در درس خارج او حضور پیدا کرد و استفاده نمود.
خمینی در قم با گذراندن درس‌هایی که نه تنها جزء برنامه‌ی درسی حوزه به شما نمی‌آمدند، بلکه در آن زمان نسبت به آن‌ها نگرش منفی وجود داشت، نشان داد که هدفی بزرگ‌تر از تبدیل شدن یه یک فقیه شیعه را دارد؛ دروسی مانند فلسفه و عرفان که خمینی جوان در آن زمان به آن‌ها علاقه‌ی زیادی نشان می‌داد.
در بیست‌وهفت‌سالگی در قم با حاج شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی آشنا شد که فلسفه می‌دانست و به فلسفه‌ی عرب نیز آشنایی داشت. او در قم داروینیسم و نقد آن را تدریس می‌کرد و مدتی روح‌الله جوان در این درس نیز حاضر شد. استاد دیگر او در معقول، ابوالحسن رفیعی قزوینی بود. روح‌الله در نزد او ریاضیات، هیئت و فلسفه را آموخت.
او هم‌چنین تفسیر صافی را با ملا محسن فیض کاشانی و سپس با آیت‌الله علی اراکی گذراند. تعلیمات او در زمینه‌ی عرفان و موضوعات مرتبط با آن در کلاس‌های میرزا جواد ملکی تبریزی آغاز شد که البته با مرگ استادش در ۱۳۰۴ نیمه‌تمام ماند. پس از آن در زمینه عرفان از میرزا محمدعلی شاه‌آبادی بیشترین بهره‌ها برد. در درس فلسفه نیز او تحت آموزش میرزا علی اکبر حکیم یزدی – از شاگردان ملا هادی سبزواری – قرار داشت که او نیز در سال ۱۳۰۵ درگذشت. استاد دیگر او در فلسفه ابوالحسن رفیعی قزوینی بود که تا زمان جدایی‌اش از حوزه در ۱۳۱۰ هجری شمسی، خمینی در کلاس‌هایش حضور داشت.
او علوم معنوی و عرفانی را نیز نزد آقا میرزا علی‌اکبر حکمی یزدی و عروض و قوافی و فلسفه‌ی اسلامی و فلسفه‌ی عرب را پیش شیخ محمدرضا نجفی مسجدشاهی آموخت.
آشنایی با مدرس
قم برای خمینی علاوه بر این‌که فرصت مناسبی برای تحصیل و افزایش درجات علمی محسوب می‌شد، موقعیت مناسبی بود تا بتواند با بزرگان دیگر هم ارتباط برقرار کند. یکی از کسانی که خمینی در قم با آن‌ها ملاقات کرد، سید حسن مدرس است. این آشنایی به چند گفتگوی علمی یا سیاسی ختم نشد و بعد از آن نیز خمینی بارها در تهران و مجلس شورای ملی با او ملاقات و گفتگو کرد.
خمینی خود در مورد مدرس می‌گوید :
«مرحوم مدرس - رحمه الله - خوب من ایشان را هم دیده بودم. این هم یکی از اشخاصی بود که در مقابل ظلم ایستاد، در مقابل ظلم آن مرد سوادکوهی آن رضاخان قلدر ایستاد و در مجلس بود. ایشان را به عنوان طراز اول، علما فرستادند به تهران و ایشان با گاری آمد تهران. از قراری که آدم موثقی نقل می‌کرد، ایشان یک گاری آنجا خریده بود و اسبش را شاید خودش می‌راند تا آمد به تهران. آن‌جا هم یک خانه مختصری اجاره کرد و من منزل ایشان مکرر رفتم، خدمت ایشان - رضوان الله علیه - مکرر رسیدم.»
خمینی حدوداً نوزده سال داشت که نخستین بار مدرس را می‌بیند و آشنایی و ارتباط آن دو از همان زمان آغاز می‌شود. از تجلیل‌ها و سخنان او در رابطه با سید حسن مدرس در سال‌های پس از پیروزی انقلاب این‌طور برمی‌آید که آن دیدارها از مدرس شخصیت بزرگی در چشم خمینی ساخته‌است.
رابطه با شاه‌آبادی
در بین تمام اساتید خمینی در حوزه، او با استاد خود در درس عرفان نظری، محمدعلی شاه‌آبادی، رابطه‌ی خاصی برقرار کرده بود که از رابطه‌ی استاد و شاگرد نیز فراتر رفته بود، به‌گونه‌ای که به مدت شش سال نزد او می‌رفت تا در کنار فقه و فلسفه، عرفان را نیز بیاموزد. او هم‌چنین بررسی آثار بزرگان صوفی، مانند ابن عربی و ملاصدرا را نزد شاه‌آبادی گذراند.
می‌توان گفت که در آن سال‌ها، شاه‌آبادی بیشترین تأثیر را بر تحولات روحی و روانی خمینی جوان داشته است، طوری‌که او بعدها در بسیاری از آثار خود از شاه‌آبادی به‌عنوان شیخ و عارف کامل یاد می‌کند. گفته می‌شود در زمان ورود شاه‌آبادی به قم در سال ۱۳۰۷، خمینی از او سوالی در رابطه با ماهیت وحی می‌کند و پاسخی که می‌شنود او را شیفته‌ی شاه‌آبادی می‌سازد. بعد از آن٬ به‌دنبال درخواست‌های پیاپی او، شاه‌آبادی راضی می‌شود که به او و چند طلبه‌ی برگزیده‌ی دیگر فصوص‌الحکم ابن عربی را آموزش دهد. با وجود آن‌که اساس آن تعلیمات بر تفسیر داوود قیسری بر فسوس بنا شده بود، اما خمینی تأیید کرده‌است که شاه‌آبادی بخشی از بینش و بصیرت شخصی خود را نیز در این آموزش دخیل کرده‌بود. کتاب‌های دیگری که خمینی تحت نظر شاه‌آبادی به تعلیم آن‌ها پرداخت عبارت بودند از منازل‌السایرین از حنبلی صوفی و خواجه عبدالله انصاری، مصباح ‌الانس محمدهمزه فنری، و تفسیر مفاتیح‌الغیب از صدرالدین قونوی.
این احتمال وجود دارد که بخش مهمی از شخصیت و اندیشه‌های خمینی در این آموزش‌ها و توسط شاه‌آبادی صورت گرفته و تلفیق عرفان و دغدغه‌های سیاسی‌اش، در شکل‌گیری شخصیت سیاسی او تأثیر زیادی گذاشته‌باشد. به ویژه با در نظر گرفتن این واقعیت که در آن دوران، شاه‌آبادی در کنار چند تن دیگر، از معدود علمایی محسوب می‌شد که علناً به سیاست‌های حکومت رضاشاه اعتراض می‌کرد، و نیز کتاب شذرات المعارف او که در آن اسلام را به عنوان «یک دین مطلقاً سیاسی» توصیف کرده‌بود.
علاقه به عرفان
آن‌طور که از آثار اولیه‌ی خمینی برمی‌آید، علاقه‌ی اصلی او در آن زمان و در سال‌های نخستین حضور در قم، عرفان بود. با آنکه روحانیان قم به عرفان با چشم بدبینی نگاه می کردند. خمینی در حلقه کوچکی از شاگردان به تدریس عرفان می پرداخته است.
برای مثال، در سال ۱۳۰۷ او کتاب شرح دعای سحر را - که تفسیر جامعی بود بر دعایی که امام محمد باقر در ماه رمضان می‌خواند - نوشت. در این کتاب، همانند آثار دیگر خمینی پیرامون موضوع عرفان، اصطلاحات به کار برده شده توسط ابن‌عربی به کرات دیده می‌شود. دو سال بعد، او مصباح‌الهدایه الی الخلیفه والولایه را نوشت، که چکیده و شرح مختصری بود بر موضوعات اصلی عرفان. اثر دیگر خمینی در آن سال‌ها – که مرتبط با موضوع عرفان بود – مجموعه‌ای از تفسیرها پیرامون تفسیر فسوس قیسری بود.
خمینی در بخشی از کتابی که در ۱۳۱۳ منتشر شد، به عنوان زندگی‌نامه‌ی خود نوشت که او زمان زیادی را به مطالعه و آموزش آثار ملاصدرا اختصاص می‌داده است. او هم‌چنین در این نوشته بیان کرده که چندین سال تحت نظر شاه‌آبادی مشغول تحصیل عرفان بوده و این‌که مدتی در کلاس‌های فقه آیت‌الله حائری شرکت کرده‌است.
آن‌گونه که از دنباله‌ی مطالب مندرج در آن نوشته و شواهد دیگر برمی‌آید، «فقه» هیچ‌گاه به‌عنوان اولویت اصلی خمینی مطرح نبوده‌است. در نقطه‌ی مقابل، «عرفان» همواره به عنوان دغدغه‌ی اصلی او به حساب می‌آمده، به‌گونه‌‌ای که بخش زیادی از تحصیل و تعلیم و نوشته‌های او در آن زمان پیرامون این موضوع بوده‌است. ادامه‌ی این علاقه در سال‌های بعد تأثیر زیادی در شخصیت فکری و روحی او داشت، و این موضوع در بسیاری از فعالیت‌های سیاسی آتی او نیز نمود داشت.
آغاز تدریس
کلاس‌های اخلاق که با حضور میرزا جواد ملکی تبریزی برگزار می‌شد، سه سال بعد از مرگ او توسط شاه‌آبادی مجدداً پی گرفته شد و زمانی که او در ۱۳۱۵ هجری شمسی٬ قم را به قصد تهران ترک کرد، خمینی جوان را جانشین خود در این درس کرد. کلاس‌های درس اخلاقی عرفانی خمینی در آغاز با بررسی منازل‌السائرین انصاری می‌گذشت، اما بعد از آن و در ادامه به جایی برای طرح نگرانی‌ها و دغدغه‌های مربوط به آن دوره تبدیل شد، به‌گونه‌ای که پس از مدتی طرفداران بسیاری در قم و حتی در بین طلبه‌های شهرهای دور، مانند اصفهان و تهران پیدا کرد.
محبوبیت کلاس‌های خمینی چندان مورد رضایت حکومت پهلوی نبود، چراکه سیاست آن‌ها در آن زمان به‌گونه‌ای بود که تا حد امکان از نفوذ علماء و روحانیون به خارج از حوزه جلوگیری کنند. بنابراین حکومت دستور داد که کلاس‌های درس او از مدرسه‌ی فیضیه به مدرسه‌ی ملاصادق که گنجایش و ظرفیت به مراتب پایین‌تری نسبت به مدرسه‌ی فیضیه داشت، منتقل شود. اما با سقوط رضاشاه در سال ۱۳۲۰ هجری شمسی، کلاس‌های درس دوباره به مکان قبلی خود – مدرسه‌ی فیضیه – بازگشت و با همان محبوبیت از سر گرفته شد.
این موضوع که خمینی در آن جلسات قابلیت سخن گفتن برای عده‌ی زیادی از مردم عادی – و نه فقط طلبه‌های حوزه – را در قالب درس اخلاق داشت بعدها نقش زیادی در تحولات سیاسی کشور ایفا کرد
در حین تدریس اخلاق به جمع کثیری از مستمعین، خمینی شروع به تدریس بخش‌های مهمی از درس فلسفه، مانند قسمت‌های مربوط به روح در اسفار اربعه از ملاصدرا و شرح منظومه از سبزواری، خطاب به گروهی منتخب از طلبه‌های جوان کرد که در بین آن‌ها نام مرتضی مطهری و حسینعلی منتظری نیز دیده می‌شد. این دو نفر بعدها و در جریانات مربوط به انقلاب کمک زیادی به خمینی کردند و از یاران اصلی او محسوب می‌شدند.
خمینی خود درباره‌ی آغاز تدریس در حوزه چنین می‌گوید:
«از مدتها قبل از آمدن آقای بروجردی عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود پس از آمدن او به تقاضای آقایان مثل مرحوم آقای مطهری و آیت‌الله منتظری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود.»
ازدواج
روح‌الله جوان پدر و مادری نداشت که برای او به خواستگاری بروند و خودش هم به دلیل توجه مستمر به تحصیل و امور دیگر، چندان به ازدواج و تشکیل خانواده نمی‌اندیشید. برای نخستین بار سید محمدصادق لواسانی، دوست و هم‌درس روح‌الله برای او اقدام کرد و دختر میرزا محمد ثقفی، از روحانیون تهران، را به او پیشنهاد کرد.
روح‌الله چندین بار به خانه‌ی میرزا محمد پیغام فرستاد و آن‌ها را از نیت خود باخبر کرد. اما «قدس‌ایران» که در آن زمان در مقطع دبیرستان مشغول به تحصیل بود هربار پاسخ منفی داد. به گفته‌ی خودش، دلیل این امر عدم تمایل به زندگی در شهر قم و علاقه به حضور در تهران و نزد خانواده بوده‌است. تا این‌که بر اثر خوابی که در آن زمان دید٬ به روح‌الله پاسخ مثبت داد و به همسری او درآمد.  
روح‌الله در سال ۱۳۰۸ هجری شمسی با خدیجه ثقفی معروف به «قدس ایران» دختر محمد ثقفی تهرانی ازدواج کرد. او در زمان ازدواج ۲۷ سال و همسرش ۱۶ سال سن داشت. همسرش در مورد زندگی با او چنین می‌گوید
«اگر می خواستم لب حوض روسری بچه را بشویم، می آمدند می گفتند بلند شو تو نباید بشویی . من پشت سر او، اتاق را جارو می کردم . وقتی او نبود لباس بچه را می شستم ...»
حاصل این ازدواج، سه پسر و پنج دختر بود که از میان آن‌ها، یک پسر و دو دختر اندکی پس از تولد فوت کردند.
درگذشت
 
سید روح‌الله خمینی بدنبال بروز مشکل دستگاه گوارش در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۸ از روز ۲ خرداد تحت عمل پزشکی قرار گرفت. بدنبال مشکل اساسی که در ساعت سه بعد ظهر ۱۳ خرداد در روند بیماری وی بوجود آمده بود و طی اعلامیه‌ای در ساعت ۸ونیم به اطلاع عموم مردم رسید، وی در شامگاه شنبه، ساعت ۲۲ و ۲۰ دقیقه ۱۳ خرداد سال ۱۳۶۸ خورشیدی، (۳ ژوئن ۱۹۸۹ میلادی) برابر با ۲۴ شوال ۱۴۰۹ قمری در ۸۷ سالگی درگذشت.
مراسم تشییع وی در روز ۱۶ خرداد با حضور بیش از یک میلیون نفر برگزار شد و در همانروز در بهشت زهرای تهران دفن گردید. که امروزه محل آرامگاه وی می‌باشد.
 
 
 
 
گردآوری : عسل امامی کلاس پنجم  دبستان توحید
منبع : اینترنت سایت ویکی وپدیا

نوشته های دوستان

دنياي اين روزاي من هم قد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده
دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده
تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده
هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم
آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم
هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم
آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم
در حسرت فرداي تو تقويممو پر مي كنم
هر روز اين تنهاييو فردا تصور مي كنم
هم سنگ اين روزاي من حتي شبم تاريك نيست
اينجا به جز دوري تو چيزي به من نزديك نيست
هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم
آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم
هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم
آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم
دنياي اين روزاي من همقد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده
دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده
تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده
**********************
تقدیم به حاجی لطیف امامی - حمید رضا منصوری



روی تابوت و کفن من بنویسید:

این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست

·  قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

·   ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند.

·  عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

·   کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد

·   ! مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند

·   . روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

·   دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

·   کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

·   شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

·   گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

·   در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

·   از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش مي طلبم.

از طرف : رضا

آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.
ـ
ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت

ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد

ـ آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد

ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت
ـ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید

ـ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند

ـ آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

حمید رضا منصوری

سفری بی آغاز
سفری بی پایان
سفری بی مقصد
سفری بی برگشت
سفری تا کابوس
سفری تا رویا
سفری تا بودا
شبنم تاج محل

با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزذیکترم
با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزذیکترم

هق هق پارسیان
تکه نانی در خواب
بوی گندم در مشت
مشت کودک در خاک
کفش مادر در برف
چرخ یک کالسکه
گوشه ی گندم زار
بند رختی پاره

چمدانی بی شکل
جعبه ی یک دوربین
عکس یک بازیگر
جمعه های بی مشق
تلی از ته سیگار
دشنه ای زنگ زده
چشم گاوی در دیس
سفره ای پوسیده

برج لندن در مه
جان لنون در باران
سوهو در بی حرفی
رود سن در یک قاب
متروی سن ژقمن
قهوه ی سن میشل
پرسه ای در پیگل
کافه ها بی لبخند

خانه ای در آتش
بوف کوری در نور
گل یاسی در زخم
غربت لالایی
بوسه در راه آهن
سرخی لب در شب
برکه ای از فانوس
انفجاری در ماه

کو چه ای خیس از عشق
شعر سبز لورکا
ساعت ۵ عصر
مستی بی وحشت
گریه های ژکوند
خط خوب سهراب
نامه ای آب شده
ونگوگ گوش به دست!

حمید رضا منصوری

کودک و خدا
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:

می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟

خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد

اما کودک هنوزاطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه،گفت : اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند.

خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.




کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟…

خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد

که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟

اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.



کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟

فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .

کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.



خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.

کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.

او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:

خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..

خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:




نام فرشته ات اهمیتی ندارد، می توانی او را …

***مـادر***

تقدیم به ابوالفضل...... قورات - حمید رضا منصوری

تقدیم به عسل خانم

گنجشگک اشی مشی
از قصه ها بیرون بیا
برلب بوم ما نشین
بپر بالا تو آسمون

بگو به ابر مهربون
که چشم پر اشکی داره
بیاد به شهر تشنمون
بارون شر شربباره

ببین هوای شهر ما
تو چنگ دود اسیر شده
بگو به باد با لشکرش
بیاد که خیلی دیر شده

گنجشگک اشی مشی
بخون بگوش آدما
کاری کنم که شهرمون
بمونه سبز و با صفا

گنجشگک اشی مشی
از قصه ها بیرون بیا
برلب بوم ما نشین
بپر بالا تو آسمون

بگو به ابر مهربون
که چشم پر اشکی داره
بیاد به شهر تشنمون
بارون شر شربباره

ببین هوای شهر ما
تو چنگ دود اسیر شده
بگو به باد با لشکرش
بیاد که خیلی دیر شده

گنجشگک اشی مشی
بخون بگوش آدما
کاری کنم که شهرمون
بمونه سبز و با صفا

گنجشگک اشی مشی
از قصه ها بیرون بیا
برلب بوم ما نشین
بپر بالا تو آسمون

بگو به ابر مهربون
که چشم پر اشکی داره
بیاد به شهر تشنمون
بارون شر شربباره

ببین هوای شهر ما
تو چنگ دود اسیر شده
بگو به باد با لشکرش
بیاد که خیلی دیر شده

گنجشگک اشی مشی
بخون بگوش آدما
کاری کنم که شهرمون
بمونه سبز و با صفا

حمید رضا منصوری

 

 

 








ابوالفضل عزیزم

 

733v238uza6xoerqzc7.jpg

تصویر عسل دختر گلم

 

xdhjopq3h7q5yto9nz8w.jpg